محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3020

تاريخ الطبرى ( فارسي )

گويد : پس او برفت و آنكه شبانگاه با سواران مراقب ما بود عزرة بن قيس احمسى بود كه سالار سواران بود . گويد : و چون عمر بن سعد صبحگاه روز شنبه نماز كرد - به قولى روز جمعه بود - و اين به روز عاشورا بود ، با كسانى كه همراه وى بود بيامد . گويد : حسين ياران خويش را بياراست و با آنها نماز صبح بكرد ، سى و دو سوار با وى بودند و چهل پياده . زهير بن قين را به پهلوى راست ياران خود نهاد و حبيب بن مظاهر را به پهلوى چپ ياران خود نهاد . پرچم خويش را به عباس بن على برادرش داد . خيمه ها را پشت سر نهاد و بگفت تا مقدارى هيزم و نى را كه پشت خيمه بود آتش زدند كه بيم داشت دشمن از پشت سر بيايد . گويد : براى حسين عليه السلام مقدارى نى و هيزم به جاى فرو رفته اى آورده بودند . كه پشت سرشان بود و همانندجويى بود و هنگام شب بيشتر حفر كرده بودند كه چون خندقى شده بود . نى و هيزم را در آن ريختند و گفتند : « وقتى صبحگاهان به ما حمله برند آتش در آن زنيم كه از پشت سر به ما حمله نيارند و از يكسو با ما بجنگند . » چنين كردند و برايشان سودمند بود . عمرو بن حضرمى گويد : وقتى عمر بن سعد با كسان روان شد ، سر گروه شهريان كوفه عبد الله بن زهير اسدى بود ، سر مذحج و اسديان كوفه عبد الرحمان بن ابى سبره بود ، سر ربيعه و كنده قيس بن اشعث بن قيس بود ، سر مردم تميم و همدان حر بن يزيد رياحى بود ، اينان همه در كشته شدن حسين حضور داشتند بجز حر بن يزيد كه به حسين پيوست و با وى كشته شد . گويد : عمر پهلوى راست سپاه خود را به عمرو بن حجاج زبيدى داد ، پهلوى راست را به شمر بن ذى الجوشن بن شرحبيل داد ، سر سواران ، عزرة بن قيس احمسى بود ، سر پيادگان شبث بن ربعى يربوعى بود ، پرچم را به ذويد غلام خويش داده بود .