محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2737

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« زياد و سليمان بن صرد و حجر بن عدى و شبث بن ربعى و ابن كوا و عمرو بن حمق را به نماز جماعت ببر . » و اينان به نماز مغيره حاضر مىشدند . سليمان بن ارقم گويد : شنيدم كه وقتى زياد به كوفه آمده بود به نماز حاضر شد . مغيره به دو گفت : « پيش رو و پيشواى نماز شو . » گفت : « در قلمرو تو پيشوايى نماز حق تو است » گويد : يك بار زياد پيش مغيره رفت ، ام ايوب دختر عمارة بن عقبة بن ابى معيط پيش وى بود . او را پيش روى زياد نشانيد و گفت : « از ابو المغيره روى مپوش » و چون مغيره بمرد زياد او را به زنى گرفت كه جوان بود و چنان بود كه زياد مىگفت فيلى را كه به نزد وى بود بدارند تا ام ايوب بر آن بنگرد و آنجا را باب الفيل نام دادند . در اين سال عنبسه پسر ابو سفيان سالار حج شد . اين را از ابو معشر روايت كرده‌اند . پس از آن سال چهل و سوم در آمد . سخن از حوادث سال چهل و سوم از جمله غزاى روم به وسيلهء بسر بن ابى ارطاة بود كه زمستان را نيز آنجا گذرانيد و چنان كه واقدى گويد تا قسطنطنيه رفت . اما گروهى از اهل خبر اين را نپذيرفته‌اند و گفته‌اند كه بسر هرگز زمستان را به سرزمين روم نگذرانيد . در همين سال عمرو بن عاص ، به روز فطر ، در مصر بمرد . پيش از آن چهار سال از طرف عمر عامل مصر بوده بود ، و چهار سال دو ماه كم از طرف عثمان و دو سال يك ماه كم از طرف معاويه . در همين سال معاويه ، عبد الله بن عمرو بن عاص را بعد از مرگ پدرش ، بر مصر گماشت و چنان كه واقدى گويد دو سال ولايتدار آنجا بود .