محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2894
تاريخ الطبرى ( فارسي )
قبرس رفت همراه وى بود و آنجا بمرد . سخن از بعضى اخبار و روشهاى معاويه على بن محمد گويد : وقتى با معاويه بيعت خلافت كردند قيس بن حمزهء همدانى را سالار نگهبانان خويش كرد ، سپس او را برداشت و زميل بن عمرو عذرى و به قولى سكسكى را به جايش نهاد . دبير و پيشكار وى سرجون بن منصور رومى بود . سالار كشيكبانان وى يكى از غلامان بود به نام مختار و به قولى مردى بود به نام مالك كه وابستهء قبيلهء حمير بود . معاويه نخستين كسى بود كه كشيكبان گرفت . سالار حاجبان وى غلامش سعد بود . كار قضا را به فضالة بن عبيد انصارى داده بود ، و چون او بمرد ابو ادريس عائذ الله پسر عبد الله خولانى را به قضاوت گماشت . گويند : ديوان خاتم معاويه به عبد الله بن محصن حميرى سپرده بود . وى نخستين كس بود كه ديوان خاتم داشت و سبب آن بود كه معاويه گفته بود يكصد هزار درم براى كمك و اداى قروض به عمرو بن زبير دهند و در اين مورد نامه اى به زياد ابن سميه نوشت كه ولايتدار عراق بود ، اما عمرو بن زبير نامه را گشود و يكصد هزار را دويست هزار كرد و چون زياد حساب خويش را فرستاد معاويه نپذيرفت و عمرو را به پس دادن آن واداشت و او را به زندان كرد تا برادرش عبد الله بن زبير به جاى وى پس داد . پس معاويه ديوان خاتم و بستن نامه ها را پديد آورد كه از آن پيش نامه ها بسته نمىشد . سعيد مقبرى گويد : عمر گفت : « از خسرو و قيصر و تدبيرشان سخن مىكنيد در صورتى كه معاويه را داريد . » فليح گويد : شنيدم كه عمرو بن عاص سوى معاويه آمد ، مصريان نيز همراه