محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2890

تاريخ الطبرى ( فارسي )

كردند ، مدت حكومت وى نوزده سال و سه ماه چند روز كم بود . مرگش اول رجب سال شصتم بود . در مدت عمر معاويه اختلاف كرده‌اند : بعضى ها گفته‌اند هنگام مرگ هفتاد و پنج ساله بود . ابن شهاب زهرى گويد : وليد مدت عمر خليفگان را از من پرسيد گفتم : « معاويه به هنگام مرگ هفتاد و پنج سال داشت . » وليد گفت : « به ، به ، عمر يعنى اين » على بن محمد گويد : وقتى معاويه بمرد هفتاد و سه سال بود و به قولى هشتاد ساله و به قولى هفتاد و هشت ساله بود . عبد الملك بن عمير گويد : وقتى بيمارى معاويه سنگين شد و مردم گفتند مرد - نيست ، به كسان خود گفت : « چشمهاى مرا پر از سرمه كنيد و سرم را روغن بزنيد . » گويد : چنين كردند و چهرهء او را با روغن برق انداختند ، آنگاه نشيمنگاهى براى وى آماده كردند ، گفت : « مرا تكيه دهيد . » سپس گفت : « به مردم اجازهء ورود دهيد كه ايستاده سلام گويند و كس ننشيند . » يكى مىآمد و ايستاده سلام مىگفت و او را سرمه كشيده و روغن زده مىديد و با خود مىگفت : « مردم مىگويند در حال مرگ است اما از همه سالمتر است . » و چون از پيش وى برفتند شعرى خواند كه مضمون آن چنين است : « پيش شماتتگران ، خويشتن دارى مىكنم « تا ببينند كه از حوادث دهر از جاى نمى روم « اما وقتى مرگ پنجه هاى خويش را فرو كند « معلوم شود كه هيچ آويزه اى سودمند نباشد » از سينه اش خون دفع مىشد و همانروز بمرد . عبد الملك بن ميناس كلبى گويد : معاويه در مرض مرگ به دو دخترش كه او