محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2863

تاريخ الطبرى ( فارسي )

سخن از اينكه چرا معاويه عبد الله را از بصره برداشت و عبيد الله را گماشت ؟ على بن محمد گويد : عبد الله بن عمرو بن غيلان بر منبر بصره سخن مىكرد يكى از مردم بنى ضبه ريگ بر او پرانيد . به گفتهء ابو الحسن اين كس جبير نام داشت پسر ضحاك و يكى از مردم بنى ضرار بود . گويد : عبد الله گفت دست او را بريدند و شعرى به اين مضمون خواند : « شنوايى و اطاعت و تسليم « براى بنى تميم بهتر است و مناسبتر » آنگاه بنى ضبه پيش وى آمدند و گفتند : « يار ما با خويشتن بد كرد امير نيز در كار عقوبت وى افراط كرد . بيم داريم خبر وى به امير مؤمنان رسد و از نزد وى دستور عقوبتى خاص يا عام برسد . اگر رأى امير باشد نامه اى نويسد كه يكى از ما پيش امير مؤمنان برد و ضمن آن خبر دهد كه دست اين شخص را از روى بدگمانى بريده و سبب آن روشن نبوده است » پس عبد الله نامه اى به معاويه نوشت و آن را نگهداشتند تا سال نو در رسيد . به گفتهء ابو الحسن بيشتر از شش ماه نگه داشتند . گويد : آنگاه عبد الله سوى معاويه رفت ، ضبيان نيز برفتند و گفتند : « اى امير مؤمنان ، دست يار ما را به ستم بريده و اينك نامه اى كه به تو نوشته . » معاويه نامه را خواند و گفت : « قصاص از عاملان من روا نيست و انجام شدنى نيست اگر خواهيد به يار شما غرامت ( ديه ) دهم . » گفتند : « غرامت بده »