محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2859
تاريخ الطبرى ( فارسي )
گفت : « ولايت ترا به نظام آورده و فرمان ترا به كار مىبندد » گفت : « همانند ناندارى است كه پختهاند و او مىخورد . » گفت : « ابدا ، به خدا اى امير مؤمنان با مردمى سر و كار دارد كه تازيانه براى آنها نمىتوان برداشت و شمشير بر آنها روا نيست همانند تير به هم پيوستهاند ، تيرى به نفع تو است و تيرى به ضررت . » گفت : « چه چيز شما را از هم دور كرده است ؟ » گفت : « از من بر اعتبار خويش بيمناك است ، من نيز بر اعتبار خويش از او بيمناكم . » گفت : « رفتار تو با وى چگونه است ؟ » گفت : « در غياب ، او را خرسند مىكنم ، در حضور نيز او را خرسند مىكنم » گفت : « اى ابو عثمان در اين گرفتاريها ما را رها كردى ؟ » گفت : « بله ، اى امير مؤمنان بار گران بردم كه به دور انديشى حاجتم نباشد ، نزديك ماندهام ، اگر دعوتم كنيد مىپذيرم ، اگر به روى بروم » در اين سال معاويه سمرة بن جندب را از بصره برداشت و عبد الله بن عمرو بن غيلان را بر آنجا گماشت . على بن محمد گويد : عبد الله بن عمرو بن غيلان شش ماه ولايتدار بصره بود و عبد الله بن حصين را سالار نگهبانان خويش كرده بود . در اين سال معاويه ، عبيد الله بن زياد را ولايتدار خراسان كرد . سخن از سبب ولايتدارى عبيد الله بن زياد بر خراسان محمد بن ابان قرشى گويد : وقتى زياد مرد عبيد الله پيش معاويه رفت كه از او پرسيد : « برادرم كى را بر كوفه گماشت ؟ »