محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2855
تاريخ الطبرى ( فارسي )
آنگاه از پس نماز دست برداشت و گفت : « خدايا اگر مرا خيرى پيش تو هست زودتر مرا سوى خويش بر » و كسان آمين گفتند . گويد : پس برفت و هنوز از ديده ها نهان نشده بود كه بيفتاد ، او را به خانه اش بردند . پسرش عبد الله را جانشين كرد و همان روز بمرد . گويد : پس از آن پسرش بمرد و خليد را جانشين كرد . على بن محمد گويد : وقتى زياد بن سميه بمرد عبد الله بن خالد بن اسيد را در كوفه جانشين كرد و سمرة بن جندب فزارى را نيز در بصره جانشين كرد كه هيجده ماه بر بصره بماند . جعفر بن سليمان ضبعى گويد : از پس زياد ، معاويه سمره را شش ماه بر بصره نگهداشت سپس او را برداشت . گويد : سمره گفت : « خدا معاويه را لعنت كند ، به خدا اگر خدا را چنان اطاعت كرده بودم كه اطاعت معاويه مىكردم ، هرگز عذابم نمىكرد . » مسلم عجلى گويد : به مسجد گذشتم ، يكى پيش سمره آمد و زكات مال خويش را بداد ، آنگاه به درون رفت و نماز آغاز كرد ، يكى بيامد و گردنش را بزد كه سرش در مسجد افتاد و تنش طرف ديگر بود ، ابو بكره از آنجا گذشت و گفت : « خدا سبحانه گويد : * ( قَدْ أَفْلَحَ من تَزَكَّى وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّه فَصَلَّى 87 : 14 - 15 ) * » [ 1 ] يعنى : هر كه مصفا شد و نام پروردگار خويش را ياد كرد و نماز كرد رستگار شد . گويد : اين را بديدم و سمره نمرد تا لغوه گرفت و به بدترين وضعى بمرد . گويد : حضور داشتم كه مردم بسيار پيش وى آوردند ، كسانى نيز پيش او بودند ، به يكى مىگفت : « دين تو چيست ؟ » مىگفت : « شهادت مىدهم كه خدايى جز خداى يگانهء بىشريك نيست و
--> [ 1 ] سوره اعلى 87 آيات 14 و 15