محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2227

تاريخ الطبرى ( فارسي )

چيزى از آن بر من حلال نيست و مسلمانان ، نه من ، آن را به صاحبانش داده‌اند و از مال مسلمانان يك سكه مسين يا بيشتر تلف نشده . من از مال خودم روزى مىخورم . مىگويند به كسانى زمين داده اى . اين زمينها هنگامى كه گشوده شد مهاجران و انصار در آن شركت داشتند ، هر كه در محل فتوح اقامت داشت زمين خود را داشت و هر كه پيش كسان خود باز گشته بود حق وى ساقط شده بود . من دربارهء سهم آنها از غنيمتى كه خدايشان داده بود نظر كردم و آن را با رضايت خودشان منتقل كردم كه اكنون در دست آنهاست نه من . » و چنان بود كه عثمان مال و زمين خويش را ميان بنى اميه تقسيم كرده بود و فرزندان خويش را نيز همانند آنها داده بود . از فرزندان ابى العاص آغاز كرده بود : بمردان خاندان حكم ده هزار ده هزار داد كه يكصد هزار گرفتند بفرزندان خويش نيز همانند آنها داد به بنى العاص و بنى العيص ، و بنى حرب نيز قسمت داد . گويد : عثمان با اين جماعت نرمى كرد مسلمانان مىخواستند بكشندشان اما عثمان رهاشان كرد كه برفتند و سوى ديارشان باز گشتند كه با حاجيان بعنوان حج باز آيند و نامه بهمديگر نوشتند كه وعده گاه شما به ماه شوال بيرون مدينه . و چون ماه شوال سال سى و دوم در آمد همانند حاجيان بيامدند و نزديك مدينه منزلگاه كردند . ابو عثمان گويد : وقتى ماه شوال سال سى و پنجم در آمد مردم مصر به چهار گروه آمدند با چهار امير ، آنكه كمتر كند گويد ششصد و آنكه بيشتر كند گويد هزار . عبد الرحمان بن عديس بلوى و كنانة بن بشر ليثى و سودان بن حمران سكونى و فتيره بن فلان سكونى سر گروهها بودند و سالار جمع غافقى بن حرب عكى بود . جرئت نكرده بودند به مردم بگويند كه براى پيكار مىروند بلكه بعنوان حج برون شده بود . ندا بن سودا نيز همراه آنها بود ، مردم كوفه نيز به چهار گروه بيرون شده بودند ، زيد بن صوحان عبدى و اشتر نخعى و زياد بن نضر حارثى و عبد الله بن اصم بنى عامرى سر گروهها بودند شمارشان همانند مردم مصر بود و سالار جمع عمرو بن اصم بود .