محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2573
تاريخ الطبرى ( فارسي )
بوديد و دشمنتان از تسلط شما بيمناك بود و كشتار در آنها افتاد و رنج شكست را احساس كردند ، از روى مكر و خدعه مصحفها را بر نيزه ها كردند و شما را به مضمون آن خواندند كه از خويش بدارندتان و جنگ را قطع كنند و در انتظار حوادث بمانند شما نيز نرمى و اغماض كرديد . به خدا گمان ندارم پس از اين توفيق يابيد و از در مآل انديشى در آييد . » ابو جعفر گويد : مكتوب حكميت ميان على و معاويه ، چنان كه گويند روز چهار شنبه ، سيزده روز رفته از صفر سال سى و هفتم هجرت ، نوشته شد و بنا شد على و معاويه در ماه رمضان به محل حكمان در دومة الجندل آيند و هر كدام چهار صد كس از پيروان و ياران خويش را همراه داشته باشند . زهرى گويد : صعصعة بن صوحان در اثناى جنگ صفين وقتى اختلافات كسان را ديد گفت : « بشنويد و بدانيد : به خدا اگر على غلبه يابد چون ابو بكر و عمر خواهد بود و اگر معاويه غلبه يابد به هيچ گفته حقى گردن ننهد . » زهرى گويد : مردم شام مصحفهاى خويش را گشودند و كسان را به مندرجات آن خواندند و مردم دو عراق دچار مهابت شدند و كار را به حكمان سپردند . مردم عراق ابو موسى اشعرى را برگزيدند و مردم شام عمرو بن عاص را برگزيدند و چون كار بر حكمان قرار گرفت مردم پراكنده شدند كه مقرر شده بود هر چه را قرآن برداشته بردارند و هر چه را قرآن فرو نهاده فرو نهند و براى امت محمد برگزينند و در دومة - الجندل فراهم آيند و اگر فراهم نشدند سال بعد در اذرح فراهم آيند . » گويد : و چون على روان شد حروريان مخالفت آوردند و قيام كردند و اين نخستين مرحلهء ظهور اين فرقه بود كه به على اعلام جنگ كردند و معترض شدند كه چرا بنى آدم را در كار خدا عز و جل حكميت داده و گفتند كه حكميت خاص خداست سبحانه ، و جنگ انداختند . گويد : و چون حكمان در اذرح فراهم آمدند مغيرة بن شعبه نيز جزو جمع