محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2531

تاريخ الطبرى ( فارسي )

تلاش در كار جنگ ابو روق همدانى گويد : يزيد بن قيس ارحبى مردم را ترغيب كرد و گفت : « مسلمان سالم آن كس است كه دين و راى وى سالم ماند به خدا اين قوم از آن رو با ما جنگ نمىكنند كه دينى را تباه كرده‌ايم يا حقى را از ميان برده‌ايم ، بر سر اين دنيا جنگ مىكنند كه ملوك جبار شوند ، اگر بر شما غلبه يافتند ، و خدا غلبه شان ندهد ، و خوشدلشان نكند ، امثال سعيد و وليد و عبد الله بن عامر سفيه گمراه را بشما گمارند كه در مجلس خويش معادل خونبهاى خود و پدر و جدش را بيكى بخشد و گويد اين از آن منست و خطايى نكرده‌ام ، گويى ارث پدر و مادر خويش را بخشيده و نداند كه اين مال از آن خداست كه بوسيلهء شمشيرها و نيزه هايمان غنيمت ما كرده ، اى بندگان خدا با قوم ستمگران كه بخلاف آيات منزل خدا داورى مىكنند بجنگيد و در كار جنگشان از ملامت ملامتگران بيم مكنيد كه آنها اگر غلبه يابند دين و دنياى شما را تباه كنند ، آنها را شناخته‌ايد و آزموده‌ايد به خدا تاكنون شرشان بيشتر شده . » گويد : عبد الله بن بديل همراه پهلوى راست ، جنگى سخت كرد تا به سراپردهء معاويه رسيدند و آنها كه با معاويه پيمان مرگ كرده بودند پيش وى آمدند و گفت : « با ابن بديل و پهلوى راست مقاومت كنيد . » و كس پيش حبيب بن مسلمه فرستاد كه بر پهلوى چپ بود كه با گروه خود به پهلوى راست مردم عراق حمله آورد و هزيمتشان كرد ، پهلوى راست عراقيان عقب رفت و از جمعشان بجز ابن بديل و دويست يا سيصد كس از قاريان بجاى نماند كه پشت به همديگر داده بودند ، ديگران فرارى شدند ، على به سهل بن حنيف دستور داد كه با همراهان خود كه از مردم مدينه بودند پيش رفت كه جمعى بزرگ از مردم شام بمقابلهء او آمدند اما گروه خود را پيش برد تا به پهلوى راست پيوستند .