محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2216
تاريخ الطبرى ( فارسي )
سخن از رفتن مصريان سوى ذى خشب و سبب رفتن عراقيان سوى ذو المروه يزيد فقعسى گويد : عبد الله بن سبا يهودىاى از مردم صنعا بود و مادرش كنيزى سياه بود . وى به روزگار عثمان مسلمان شده بود آنگاه در ولايات مسلمانان سفر كرده بود و قصد گمراه كردن آنها داشت . از حجاز آغاز كرد ، آنگاه به بصره رفت ، سپس به كوفه ، پس از آن به شام . اما پيش هيچكس از مردم شام منظور خويش را انجام نتوانست داد . وى را از شام بيرون كردند كه سوى مصر رفت و آنجا بماند . از جمله سخنانى كه به مصريان مىگفت اين بود كه : « عجيب است كه كسان گويند عيسى باز مىگردد اما نمىپذيرند كه محمد باز مىگردد در صورتى كه خدا عز و جل در قرآن گفته : « * ( إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرادُّكَ إِلى مَعادٍ 28 : 85 ) * » [ 1 ] يعنى : آنكه ابلاغ اين قرآن را به عهدهء تو گذاشت به بازگشتنگاهى خواهدت برد . پس محمد از عيسى به بازگشت شايسته تر است . بدينسان رجعت را براى مصريان وضع كرد و در بارهء آن سخن كرد . پس از آن گفت : « يك هزار پيمبر بود و هر پيمبرى را وصىاى بود ، على نيز وصى محمد است » آنگاه گفت : « محمد خاتم پيمبران است ، على نيز خاتم وصيان » پس از آن گفت : « آنكه وصيت پيمبر خدا صلى الله عليه و سلم را اجرا نكرد و بر ضد على وصى پيمبر خدا قيام و كار امت را به دست گرفت ، ستمگرتر از او كس نبود » پس از آن گفت : « عثمان خلافت را به ناحق گرفت . اينك وصى پيمبر خدا حاضر
--> [ 1 ] قصص 28 آيهء 85