محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2443

تاريخ الطبرى ( فارسي )

محمد گويد : وقتى حمله برديم ، پهلوها همانند قلبها سخت بجنگيدند . يمنيان نيز به سختى جنگيدند . ده كس از مردم كوفه پاى پرچم امير مؤمنان كشته شد كه هر كس آن را مىگرفت كشته مىشد ، پنج كس از قبيلهء همدان بود ، و پنج كس از يمنيان ديگر و چون يزيد بن قيس اين بديد پرچم را بگرفت كه به دست وى ماند . وى شعرى به اين مضمون مىخواند : « اى نفس من بسيار زيستى « و روزگارى با غنا زيستى « همين قدر كه بوده اى ترا بس « كه مادام كه زنده باشى « من طول عمر مىخواهم » اين را به تمثيل مىخواند كه از شاعر پيشين بود . غوان بن ابى غوان همدانى نيز شعرى به اين مضمون مىخواند : « شمشير در مردان ازد نهاده‌ام « پيران و جوانانشان را ميزنم « كه جنگاورند و دراز دست » ربيعيان بيامدند ، زيد ، آنگاه صعصعه ، آنگاه سيحان ( پسران صوحان ) آنگاه عبد الله بن رقبه بن مغيره آنگاه ابو عبيدة بن راشد سلمى ، همگان كوفى ، پاى پرچم پهلوى چپ سپاه كشته شدند . ابو عبيده مىگفت : « خدايا از گمراهى به هدايتمان آوردى و از جهالت خلاصمان كردى و به فتنه مبتلامان كردى كه به شبهه افتاديم » تا كشته شد . پس از او حصين بن معبد بن نعمان بود كه پرچم از او به دست پسرش افتاد و به دو گفت : « اى معبد ، آن را جلو بگير و سينه را پيش بده » و پرچم در دست وى بماند .