محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2406

تاريخ الطبرى ( فارسي )

از راه آب رفتند مردم هر ناحيه سرى داشتند . شش هزار كس راه دشت گرفتند و دو هزار و هشت صد كس از راه آب روان شدند . اسد بن عبد الله گويد : عبد خير خيوانى پيش ابو موسى رفت و گفت : « اى ابو موسى آيا اين دو مرد - يعنى طلحه و زبير - با على بيعت كرده‌اند ؟ » گفت : « آرى » گفت : « على كارى كرده كه شكست بيعت وى را روا كند » گفت : « نمىدانم » گفت : « هرگز ندانى ما ولت مىكنيم تا بدانى ، مگر كسى از اين فتنه كه آن را فتنه مىنامى بر كنار مانده است . چهار گروه شده‌اند : على بيرون كوفه است ، طلحه و زبير در بصره‌اند ، معاويه بشام است و گروهى ديگر در حجاز مانده‌اند كه در آنجا غنيمت نمىگيرند و به جنگ دشمن نمىروند . » ابو موسى گفت : « آنها بهتر از همه‌اند و اين فتنه است » عبد خير گفت : « اى ابو موسى دغلى بر تو چيره شده » گويد : اشتر پيش على رفت و گفت : « اى امير مؤمنان من پيش از رفتن اين دو كس يكى را پيش مردم كوفه فرستادم و كارى نساخت و از پيش نبرد . اين دو تن شايستهء آنند كه كارها به دست آنها بدلخواه تو انجام گيرد . اما نمىدانم چه خبر خواهد شد . اى امير مؤمنان كه خدايت مكرم بدارد اگر مرا از پى آنها بفرست كه مردم شهر از من اطاعت مىكنند و اگر سوى آنها روم اميدوارم كه هيچكس از آنها مخالفت من نكند . » على گفت : « برو » گويد : « اشتر برفت تا به كوفه رسيد ، مردم در مسجد اعظم فراهم آمده بودند ، اشتر به هر قبيله كه مىگذشت و جمعى از آنها را در انجمنى يا مسجدى ميديد دعوتشان مىكرد و مىگفت همراه من به طرف قصر بياييد ، پس با گروهى از مردم به قصر رسيد صلاح مىدانى