محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2324
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« و بسيارىشان بدان متمايل شدهاند ، به دنيا تكيه مكنيد و بدان اعتماد نداشته « باشيد كه در خور اعتماد نيست . بدانيد كه دنيا فقط كسى را رها مىكند « كه آن را رها كرده باشد . بدر بن عثمان بنقل از عموى خويش گويد : آخرين بار كه عثمان در ميان جمع سخن كرد چنين گفت : « خدا عز و جل دنيا را به شما داد كه بوسيلهء آن آخرت جوييد و نداد « كه بر آن تكيه كنيد . دنيا فنا مىشود و آخرت بجا ميماند ، آنچه فانيست « گردنفرازتان نكند و از آنچه باقيست مشغول ندارد . باقى را بر فانى مرجح « داريد كه دنيا به سر ميرود و بازگشت سوى خداست . از خدا عز و جل « بترسيد كه ترس خدا وسيلهء مصونيت از عذاب و نفرت اوست . از تغييرات « خدا حذر كنيد و هماهنگ جماعت باشيد و دسته دسته مشويد ، نعمت خدا « را به پا داريد كه دشمنان بوديد و دلهايتان را الفت داد و به نعمت وى « برادران شديد » سخن از اينكه هنگام محاصره عثمان كى در مسجد پيمبر با مردم نماز مىكرد ؟ ربيعة بن عثمان گويد : آن روز مؤذن ، سعد قرظ ، پيش على بن ابى طالب آمد و گفت : « كى با مردم نماز كند ؟ » على گفت : « بانگ بزن : خالد بن زيد » و او بانگ زد و خالد بن زيد با مردم نماز كرد و اين اول بار بود كه معلوم شد نام ابو ايوب ، خالد بن زيد است . گويد : ابو ايوب چند روز با مردم نماز مىكرد پس از آن على با مردم نماز كرد .