محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2314

تاريخ الطبرى ( فارسي )

ابن عباس گويد : اين نامه را يك روز پيش از ترويه براى كسان در مكه خواندم . عبد الله بن عتبه بنقل از ابن عباس گويد : عثمان مرا پيش خواند و به كار حج گماشت و من سوى مكه رفتم و حج را به پا داشتم و نامهء عثمان را براى آنها خواندم و و چون به مدينه آمدم با على بيعت كرده بودند . سخن از محل دفن عثمان و كسى كه عهده دار دفن وى بود ابى بشير عابدى گويد : عثمان را سه روز انداخته بودند و دفن نمىكردند . پس از آن حكيم بن حزام قرشى ، از بنى اسد بن عبد العزى ، و جبير بن مطعم بن عدى بن نوفل بن عبد مناف با على دربارهء دفن وى سخن كردند و از او خواستند كه به كسان عثمان اجازهء اين كار را بدهد على چنين كرد و اجازه داد و چون خبر شايع شد با سنگ بر راه نشستند . تنى چند از كسانش جنازه را بياوردند و مىخواستند به يكى از باغهاى مدينه برند كه آن را حش كوكب مىناميدند و يهودان مردگان خويش را آنجا دفن مىكردند ، وقتى وى را ميان مردم آوردند تخت وى را سنگسار كردند و مىخواستند او را بيندازند و چون على خبر يافت كس فرستاد و قسمشان داد كه دست از او بدارند و چنان كردند . پس او را ببردند و در حش كوكب دفن كردند و چون معاوية بن ابى سفيان بر مردم تسلط يافت بگفت تا باغ را خراب كردند و آن را به بقيع پيوست و بگفت تا كسان ، مردگان خويش را بدور قبر عثمان دفن كردند تا به قبور مسلمانان پيوست . يسار بن ابى كرب به نقل از پدرش كه عامل بيت المال عثمان بوده گويد : عثمان را ما بين مغرب و تاريك شدن شب دفن كردند و بر جنازهء او كسى جز مروان بن حكم و سه تن از غلامانش و دختر پنجمش حاضر نبود . دخترش شيون كرد و صداى شيونش