محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2312
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« و اين همه را بكردم اما از پى آن بر من تجاوز كردند و از حق « بگشتند . اينك كه به شما مىنويسم اينان كه عنان كار را بدست دارند « مىخواهند تقدير را پيش اندازند ، مرا از نماز بداشتهاند ، ميان من و مسجد « حايل شدهاند و هر چه توانستهاند از مدينه برگرفتهاند . اينك كه اين نامه را « مىنويسم مرا ميان سه چيز مخير كردهاند : يا بعوض هر كه بخطا يا صواب « آسيبى به او زدهام از من قصاص گيرند و چيزى از آن وانگذارند ، يا از « خلافت كناره كنم تا ديگرى را به خلافت بردارند ، يا كس پيش مطيعان « خويش از ولايت و مردم مدينه فرستند و از حق اطاعتى كه خدا سبحانه « براى من بر آنها مقرر داشته بيزارى كنند . به آنها گفتهام : « اينكه از خويشتن قصاص پس دهم پيش از من « خليفگان بودهاند كه خطا و صواب كردهاند و كس از آنها قصاص نگرفته . « ميدانم كه آنها قصد جان من دارند . اما اينكه از خلافت بيزارى كنم ، اگر « بكشيدم بهتر از آنست كه از كار خدا عز و جل و خلافت وى بيزارى كنم . « اما اينكه گويند : كس به ولايتها و مردم مدينه فرستند كه از اطاعت من « بيزارى كنند من گماشتهء شما نيستم و از پيش آنها را به اطاعت مجبور « نكردهام ، خودشان باطاعت آمدند كه رضاى خدا عز و جل و اصلاح ميان « كسان مىخواستند . هر كس از شما دنيا مىجويد جز آنچه خدا عز و جل « براى وى مقرر كرده نخواهد يافت و هر كه تقرب خدا و خانهء آخرت و « صلاح امت و رضاى خدا عز و جل و سنت نكوى پيمبر خدا صلى الله عليه « و سلم و دو خليفه پس از او رضى الله عنهما مىخواهد ، خدا در مقابل آن « پاداش ميدهد ، كه پاداش شما بدست من نيست و اگر همهء دنيا را بشما « دهم . بهاى دين شما نباشد و كارى براى شما نسازد ، از خدا بترسيد و به « آنچه پيش اوست خوشدل شويد . هر كه به پيمان شكنى رضا دهد ، من