محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2285

تاريخ الطبرى ( فارسي )

اين آيه را خواند : « * ( كَمَثَلِ الشَّيْطانِ إِذْ قال لِلإِنْسانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قال إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ إِنِّي أَخافُ الله - رَبَّ الْعالَمِينَ 59 : 16 ) * » [ 1 ] يعنى : مانند شيطان ، آن دم كه به انسان گويد : كافر شو ، و چون كافر شود گويد : من از تو بيزارم ، كه من از خدا پروردگار جهانيان بيم دارم . به جستجوى سعد رفتند كه در باغ خويش بود كه گفته بود : « كشتن عثمان را نبينم » و چون از كشته شدن وى خبر يافت گفت : « به سوى بليه گريختيم و دچار بليه شديم . » سپس اين آيه را خواند : « * ( الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ في الْحَياةِ الدُّنْيا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً 18 : 104 ) * » [ 2 ] يعنى : همان كسان كه كوشش ايشان در اين زندگى دنيا گم شده اما پندارند كه رفتار نيكو دارند . آنگاه گفت : « خدايا پشيمانشان كن ، آنگاه مؤاخذه كن » مغيرة بن شعبه گويد : به على گفتم : « اين مرد كشته مىشود اگر كشته شود و تو در مدينه باشى به تو گمان بد برند ، برو و فلان و فلانجا بمان كه اگر به روى و در يكى از غارهاى يمن باشى مردم جوياى تو شوند . » گويد : اما او نپذيرفت . عثمان را بيست و دو روز محاصره كردند آنگاه در را آتش زدند . بسيار كس ، و از جمله عبد الله بن زبير و مروان ، در خانه بودند كه گفتند : « به ما اجازهء دفاع بده » گفت : « پيمبر خدا صلى الله عليه و سلم دستورى به من داده كه بر آن صبورى مىكنم ، اين قوم در را به منظورى بزرگتر آتش زده‌اند . من كسى را براى جنگيدن به

--> [ 1 ] حشر 69 آيه 16 [ 2 ] كهف 18 آيه 104