محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1761

تاريخ الطبرى ( فارسي )

راى داريد ؟ » قوم همسخن شدند بر اينكه رعايت پيمان آنها كه مانده‌اند و كارى نكرده‌اند ، خير افزاى اوست و هر كه دعوى كند و راستگو به شمار آيد چون گروه اول است و اگر دروغگو به شمار آيند پيمانشان لغو شود و صلحشان تجديد شود و آنها كه سوى پارسيان رفته‌اند مخير شوند : اگر خواهند به صلح آيند و در پناه مسلمانان باشند و اگر خواهند همچنان بمانند اما از زمينشان باز مانند و با مسلمانان به جنگ باشند و آنها كه مانده‌اند و تسليم شده‌اند مخير شوند يا جزيه بدهند يا بروند ، كشاورز نيز چنين باشد . عمر جواب نامهء انس بن حليس را چنين نوشت : « اما بعد : خداوند جل و علا در هر چيز در بعضى موارد تساهلى » « آورده بجز در مورد عدالت و تذكار كه دربارهء تذكار به هيچ حال تساهل » « نيست و جز به بسيار آن رضايت ندهد ، در عدالت نيز در بارهء نزديك و » « دور و در سختى و سستى تساهل نيست كه عدالت اگر چه نرم نمايد براى » « محو ستم و ازالهء باطل از ستم قويتر است و اگر سخت نمايد به محو كفر » « رساتر است ، هر كس از مردم سواد كه بر پيمان خويش بمانده و بر ضد » « شما كمك نكرده در پناه شماست و بايد جزيه دهد و هر كه دعوى اجبار » « دارد اما همراه پارسيان سوى شما نيامده و جنگ نكرده و بجاى خويش » « مانده تصديقشان نكنيد مگر آنكه بخواهيد و اگر نخواستيد پيمانشان را » « لغو كنيد و آنها را به امانگاهشان برسانيد . » در بارهء نامهء ابو الهياج چنين جواب نوشت : « اما هر كه بمانده و نرفته و پيمان ندارد ، چون اهل پيمان است » « كه با شما مانده و مخالفت نكرده ، كشاورزان نيز اگر چنين كرده باشند » « چنينند و همه كسانى كه دعوى دارند كه چنين كرده‌اند و سخنشان تصديق »