محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1746
تاريخ الطبرى ( فارسي )
بالا و زير گرفته بودند و زهرة بن حويه را به تعقيب جالنوس فرستاد . ابو جعفر طبرى گويد : حديث ابن اسحاق چنين است كه گويد : مثنى بن حارثه بمرد و سعد بن ابى وقاص سلمى دختر خصفه را كه زن وى بوده بود ، به زنى گرفت و اين بسال چهاردهم هجرت بود . آن سال عمر بن خطاب سالار حج بود . گويد : در همين سال ابو عبيدة بن جراح وارد دمشق شد و زمستان را آنجا گذرانيد . در تابستان هرقل بارو ميان به انطاكيه آمد و از مستعربان از قبيلهء لخم و جذام و بلقين و بلى و عامله و قبائل قضاعه و غسان ، بسيار كس با وى بود و از مردم ارمينيه نيز بسيار كس بود . هرقل در انطاكيه بماند و صقلار را كه از خواجگان بود بفرستاد با يكصد هزار كس كه دوازده هزار كس از مردم ارمينيه بودند و سالارشان جرجه بود و دوازده هزار كس از مستعربان از غسان و قبايل قضاعه كه سالارشان جبلة بن ايهم غسانى بود و بقيه از روميان بودند و صقلار خواجهء هرقل سالار همگان بود . گويد : مسلمانان با بيست و چهار هزار كس كه سالارشان ابو عبيده جراح بود برون شدند و در رجب سال پانزدهم در يرموك تلاقى شد و جنگى سخت شد كه روميان به اردوگاه مسلمانان در آمدند و كسانى از زنان قريش به وقت درآمدن روميان به اردوگاه مسلمانان شمشير گرفتند و مردانه جنگيدند كه ام حكيم دختر حارث بن هشام از آن جمله بود . گويد : و چنان بود كه وقتى مسلمانان به مقابلهء روميان مىرفتند كسانى از قبيلهء لخم و جذام به آنها پيوسته بودند و چون شدت جنگ را بديدند گريزان شدند و به دهكده هاى نزديك رفتند و مسلمانان را رها كردند . عروة بن زبير گويد : يكى از مسلمانان دربارهء رفتار مردم لخم و جذام شعرى گفت بدين مضمون :