محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2140

تاريخ الطبرى ( فارسي )

او را عزل كرد در شام به ابو عبيده پيوست كه با او بود . عياض مردى بخشنده بود ، به بخشندگى مشهور . به چيزى دلبستگى نداشت و از هيچكس چيزى را دريغ نمىكرد . در اين باره با عمر سخن كردند و گفتند : « خالد را عزل كردى و بخشش را بر او عيب گرفتى ، عياض بخشنده ترين مردم عرب است و چيزى را كه از او بخواهند دريغ ندارد » عمر گفت : « بايد عياض مال خود را تمام كند تا به مال ما برسد بعلاوه من كارى را كه ابو عبيده به سر برده تغيير نمىدهم . » و چنان شد كه عياض بن غنم از پس ابو عبيده درگذشت و عمر سعيد بن حذيم جمحى را به كار وى گماشت . پس از آن سعيد درگذشت و عمر عمير بن سعد انصارى را بجايش گماشت . وقتى عمر بمرد معاويه عامل دمشق و اردن بود و عمير بن سعد عامل حمص و قنسرين بود . قنسرين را معاوية بن ابى سفيان بخاطر كسانى كه از دو عراق به دو پيوسته بودند ، ولايتى جدا كرده بود . » وقتى يزيد بن ابى سفيان بمرد عمر معاويه را به جاى او گماشت و خبر مرگ او را به ابو سفيان داد كه گفت : « اى امير مؤمنان كار او را به كى دادى ؟ » گفت : « به معاويه » گفت : « از خويشاوندان رعايت بينى » بدين سان اردن و دمشق با معاويه شد . وقتى عمر درگذشت معاويه عامل دمشق و اردن بود ، عمير بن سعد عامل حمص و قنسرين بود ، علقمة بن محرز عامل فلسطين بود و عمرو بن عاص عامل مصر بود . سالم گويد : نخستين عاملى كه عثمان بن عفان گماشت سعد بن ابى وقاص بود و