محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2131

تاريخ الطبرى ( فارسي )

كرده چگونه برايمان جا به جا مىكنى » گفت : « آن را به هر كه بخواهد در مقابل اموالى كه در حجاز دارد مىفروشيم . » جماعت خرسند شدند كه خدا مشكلى را چنان گشوده بود كه به خاطرشان نميرسيده بود و چون پراكنده شدند مشكل آسان مىنمود . طلحة بن عبيد الله همه سهام خبير را فراهم داشت بعلاوه چيزهاى ديگر كه داشت و در مقابل املاك خيبر ، سهم آن گروه از مردم مدينه را كه در جنگ قادسيه و مداين حضور داشته بودند اما در عراق نمانده بودند و در مدينه اقامت داشتند سهم اين گروه را كه در نشاستج داشتند از عثمان خريد ، و هم او در مقابل چاه اريس چيزى را كه عثمان در عراق داشت از او خريد . مروان حكم در مقابل ملكى كه عثمان به او بخشيده بود نهر مروان را از او خريد كه در آن وقت بيشه زار بود . كسانى از قبايل مقيم عراق كه در مدينه و مكه و طائف و يمن و حضرموت بودند در مقابل املاكى كه در جزيرة العرب داشتند از او چيزها خريدند ، از جمله اشعث در مقابل ملكى كه در حضرموت داشت زمينهاى او را كه در طيزناباد بود خريد . عثمان در اين باب به مردم ولايات نامه نوشت و مقدار جريبهاى غنيمت را خبر داد . غنيمتى كه مردم ولايات داشتند زمينهاى شاهان بود چون كسرى و قيصر و مردم ديارشان كه به دنبال آنها رفته بودند و زمينهاى خود را رها كرده بودند . چيز معين به دست آنها رسيد و به تعداد آن گروه از مردم مدينه كه حاضر جنگها بوده بودند و به اندازهء سهمشان ، گرفت و به آنها داد كه آن را در مقابل اموالى كه در حجاز و مكه و يمن و حضرموت بود و نزديك آنها بود فروختند كه به تصرف مردم مدينه كه در آن جنگها حضور داشته بودند در آمد . طلحه نيز روايتى چون اين دارد با اين اضافه كه گويد : اين گونه املاك را مردانى از همه قبايل كه در عراق چيزى داشتند و مىخواستند با چيزى نزديك خود مبادله كنند خريدند و به تراضى آنها و كسان و اقرار به حقوق انجام شد . اما آنها كه