محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1713

تاريخ الطبرى ( فارسي )

يكى از عجمان به مقابلهء وى آمد و ميان دو صف بايستاد و تير انداخت ، كمان خود را به شانه آويخته بود و تير او خطا نكرد . عمرو بن معديكرب به دو حمله برد و در او آويخت و كمربندش را بگرفت و بلند كرد و پيش اسب خود نهاد و بياورد و چون نزديك ما رسيد گردنش را بشكست آنگاه شمشير خويش را بر حلق وى نهاد و سرش را ببريد و گفت : « چنين كنيد » گفتم : « اى ابو ثور ، كى مىتواند مثل تو عمل كند . » به روايت ديگر عمرو دو طوق و كمربند و قبادى ديباى او را بگرفت . و نيز قيس بن ابى حازم گويد : عجمان سيزده فيل به ناحيه اى فرستادند كه طايفهء بجيله آنجا بودند . اسماعيل بن ابى خالد گويد : جنگ قادسيه در محرم سال چهاردهم هجرت بود و در اول ماه بود و چنان بود كه يكى از عربان سوى پارسيان رفته بود و به دو گفتند : « جايى را به ما نشان بده » و او طايفهء بجيله را نشان داد كه شانزده فيل سوى آنها فرستادند . زياد گويد : وقتى پس از نخستين درگيريها گروهها فراهم آمدند فيلداران به آنها حمله بردند و ميان گروهها تفرقه انداختند و اسبان بترسيد و نزديك بود مردم بجيله نابود شوند كه اسبان آنها و همه همراهانشان فرار كرده بود و تنها پيادگان به جاى مانده بودند . سعد به مردم اسد پيغام داد كه از مردم بجيله و همراهانشان دفاع كنند و طلحة بن خويلد و حمال بن مالك و غالب بن عبد الله و زبيل بن عمر و با گروههاى خود به مقابلهء فيلان آمدند و فيل سواران فيلها را پس بردند كه بر هر فيل بيست سوار بود . موسى بن طريف گويد : وقتى سعد از قوم بنى اسد كمك خواست ، طليحه با آنها سخن كرد و گفت : « عشيره را دريابيد كه وقتى كسى را نام مىبرند كه مورد اعتماد باشد ، اگر سعد ميدانست كه كسى بهتر از شما مىتواند اين گروه را نجات دهد از آنها كمك مىخواست ، حمله آغاز كنيد و چون شيران جسور به پارسيان بتازيد