محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1710

تاريخ الطبرى ( فارسي )

ابن هذيل اسدى گفت : « اى گروه معديان شمشيرها را حصار خويش كنيد و در مقابل پارسيان چون شيران بيشه باشيد و چون پيران خشمگين رفتار كنيد ، گرد و غبار را پناهگاه كنيد و به خدا تكيه كنيد و چشمها را ببنديد وقتى شمشيرها كه كار بفرمان مىكند كند شد سنگ سوى پارسيان افكنيد كه كارى از آن ساخته است كه از آهن ساخته نيست » بسر بن ابى رهم جهنى گفت : « حمد گوييد و گفتهء خود را به عمل تاييد كنيد كه خدا را به سبب آنكه هدايتتان كرده حمد گفته‌ايد و يگانه دانسته‌ايد كه خدايى جز او نيست و تكبير او گفته‌ايد و به پيمبرش و فرستادگانش ايمان آورده‌ايد . جز بر مسلمانى نميريد و دنيا را سبك گيريد كه هر كه به دنيا بىاعتنايى كند به دو رو مىكند . به دنيا متمايل نباشيد كه از شما بگريزد ، خدا را يارى كنيد تا شما را يارى كند . » عاصم بن عمرو گفت : « اى گروه عربان شما سران عربيد كه با سران عجم مقابل شده‌ايد ، شما بهشت مىخواهيد و آنها دنيا مىخواهند مبادا كه آنها به دنياى خويش دلبسته تر از شما به آخرت باشند . امروز كارى نكنيد كه فردا مايهء ننگ عربان باشد . » ربيع بن بلاد سعدى گفت : « براى دين و دنيا پيكار كنيد و سوى مغفرت پروردگارتان بشتابيد و بهشتى كه به پهناى آسمانها و زمين است و براى پرهيز كاران آماده كرده‌اند اگر شيطان كار را بر شما سخت وانمود به ياد آريد كه مادام كه اهل خبر باشند خبر به شما در موسمها گويند » ربعى بن عامر گفت : « خدا شما را به اسلام هدايت كرد و در سايهء آن فراهم آورد و فزونى بخشيد . صبورى مايهء آسايش است . به صبر خو كنيد و از اضطراب دورى كنيد » هر كدام سخنانى از اين گونه گفتند و مردم عهد و پيمان كردند و با هيجان براى آنچه بايد ، آماده شدند . پارسيان نيز ميان خودشان چنين كردند و پيمان كردند و به