محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2094
تاريخ الطبرى ( فارسي )
را با سپاه شام به غزاى ارمينيه فرستد معاويه او را بدان سوى فرستاد . حبيب خبر يافت كه موريان رومى با هشتاد هزار رومى و ترك آهنگ او دارد و اين را به معاويه نوشت معاويه نيز براى عثمان نوشت . عثمان به سعيد بن عاص نوشت و دستور داد كه براى حبيب بن مسلمه كمك فرستد كه سلمان بن ربيعه را با شش هزار كس به كمك او فرستاد . گويد : حبيب مردى مدبر بود و مصمم شد بر موريان شبيخون زند و زنش ام عبد الله كلبى دختر يزيد اين سخن را از او شنيد و گفت : « وعده گاه تو كجاست ؟ » گفت : « سرا پردهء موريان يا بهشت ؟ » آنگاه شبيخون زد و هر كه را در راه وى بود بكشت و به سراپرده رسيد و ديد كه زنش پيش از او رسيده است و نخستين زن عرب بود كه براى وى سراپرده زدند . » و چون حبيب درگذشت ضحاك بن قيس فهرى ام عبد الله را به زنى گرفت كه فرزندان ضحاك از او بود . در بارهء كسى كه در اين سال سالار حج بود اختلاف كردهاند ، بعضىها گفتهاند در اين سال عبد الرحمن بن عوف به فرمان عثمان سالار حج شد . ابو معشر و واقدى و ديگران گفتهاند كه در اين سال سالار حج خود عثمان بود . اختلاف در بارهء فتحها را كه بعضىها گفتهاند در ايام عمر بود و بعضى ديگر آن را در خلافت عثمان دانستهاند از پيش در همين كتاب آوردهام و سخنان مختلف را در - بارهء وقت هر فتح ياد كردهام . آنگاه سال بيست و پنجم در آمد .