محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2022

تاريخ الطبرى ( فارسي )

فراهم مىشد يكى از اهل حديث و فقه را سالارشان مىكرد ، گروهى پيش وى فراهم آمده بود و سلمة بن قيس اشجعى را بر آنها گماشت و گفت : « به نام خداى حركت كن و در راه خداى با منكران خداى جنگ كنيد و چون با دشمنان مشرك خويش رو به رو شديد آنها را به سه چيز بخوانيد ، به اسلامشان بخوانيد اگر اسلام آوردند و خواستند در جاى خويش بمانند ، مىبايد از اموال خويش زكات دهند ، از غنيمت مسلمانان سهم ندارند و اگر بخواهند با شما بيايند در حقوق و تكاليف همانند شمايند ، اگر اسلام نياوردند بگوييد جزيه دهند ، اگر جزيه را پذيرفتند با دشمنان آنها جنگ كنيد و آنها را با خراجشان واگذاريد و بيش از توانشان بر آنها تحميل نكنيد اگر جزيه نپذيرفتند با آنها جنگ كنيد كه خدا بر آنها نصرتتان مىدهد ، اگر در قلعه اى حصارى شدند و خواستند به حكم خدا و حكم پيمبر وى تسليم شوند ، تسليم به حكم خدا را نپذيريد كه شما نمىدانيد حكم خدا و پيمبر وى در بارهء آنها چيست ؟ اگر خواستند به ذمه خدا و ذمه پيمبر خدا تسليم شوند ذمه خدا و ذمه پيمبر او را به آنها ندهيد و ذمه خود را عرضه كنيد ، اگر با شما جنگيدند نامردى نكنيد و خيانت نكنيد و اعضاى كشتگان را نبريد و مولود مكشيد . » سلمه گويد : برفتيم تا با دشمنان مشرك خويش برخورديم و آنها را به چيزهايى كه امير مؤمنان دستور داده بود دعوت كرديم ، از مسلمان شدن ابا كردند ، آنها را به خراج دادن خوانديم كه از پذيرفتن آن نيز ابا كردند ، با آنها بجنگيديم و خدا ما را بر آنها ظفر داد ، جنگاوران را بكشتيم و زن و فرزند اسير كرديم و اثاث را فراهم آورديم . راوى گويد : سلمة بن قيس زيورى ديد و گفت : « اين كارى براى شما نسازد رضايت دهيد كه آن را پيش امير مؤمنان فرستيم كه او پيكها و هزينه ها دارد » گفتند : « بله رضايت مىدهيم » گويد : زيور را در جعبه اى نهاد و يكى از قوم خويش را فرستاد و به دو گفت :