محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1975
تاريخ الطبرى ( فارسي )
و چون آن گروه بر ضد حريفان برون شوند تاب مقاومت تو نيارند . نعيم شبانگاه يك دسته سوار با وى فرستاد كه سالارشان منذر بن عمرو برادر برادرزادهء وى بود ، زينبى آنها را از راهى كه دشمنان متوجه نبودند وارد شهر كرد و نعيم شبانگاه به آنها تاخت و از شهر غافلشان كرد و بجنگيدند و پايمردى كردند تا وقتى كه از پشت سر صداى تكبير شنيدند و هزيمت شدند و چندان از آنها كشته شد كه كشتگان را با نى شمار كردند ( اندازه گرفتند ؟ ) و غنيمتى كه خدا در رى نصيب مسلمانان كرد همانند غنايم مداين بود . زينبى از طرف مردم رى با نعيم صلح كرد ، نعيم او را مرزبان رى كرد و اعتبار رى به خاندان بزرگ زينبى انتقال يافت كه شهرام و فرخان از آن جمله بودند ، هنوز چنين است و خاندان بهرام سقوط كرد . نعيم شهر آنها را كه عنوان « كهن داشت » ، يعنى شهر رى را ويران كرد و به زينبى دستور داد كه شهر نوين رى را بنيان كرد . نعيم فتحى را كه خدا نصيب وى كرده بوده بود همراه مضارب عجلى براى عمر نوشت و خمسها را با عتيبة بن نهاس و ابى مفزر و جمعى از سران مردم كوفه فرستاد و چون رى را گشوده بود سماك بن خرشه انصارى را به كمك بكير بن عبد الله فرستاد و سماك به كمك بكير آهنگ آذربيجان كرد . نعيم مكتوبى براى مردم رى نوشت كه چنين بود : « بنام خداى رحمان رحيم « اين مكتوبى است كه نعيم بن مقرن به زينبى پسر قوله مىدهد . « مردم رى را با همه كسان ديگر كه با آنها باشند امان مىدهد به شرط جزيه ، « به قدر توان ، كه هر بالغى هر سال بدهد ، و آنكه نيكخواهى كنند و راهنمايى و « خيانت نكنند و با دشمن تماس نگيرند ، و نيز مسلمانان را يك روز و شب مهمانى « كنند و حرمت مسلمانان بدارند و هر كه مسلمانى را دشنام گويد يا تحير كند « عقوبت شود و هر كه مسلمانى را بزند كشته شود و هر كه خلل آرد و بتمامى