محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1910

تاريخ الطبرى ( فارسي )

مردم شهر گفتند : « ما آزاد و بنده نمىشناسيم ، امان نامه اى آمده كه مطابق آن كار مىكنيم و آن را پذيرفته‌ايم و تخلف نكرده‌ايم اگر شما مىخواهيد نامردى كنيد . » مسلمانان دست از آنها بداشتند و قضيه را براى عمر نوشتند كه به آنها نوشت : « خدا درست پيمانى را بزرگ دانسته . درست پيمان نخواهيد بود تا به هنگام شك نيز درست پيمانى كنيد . اماننامه را اجرا كنيد و درست پيمانى كنيد » مسلمانان از آنجا برفتند و به پيمان عمل كردند . عمرو گويد : عمر به سال هفدهم اجازه داد كه در ديار فارس پيش روند . در اين باب مطابق رأى احنف بن قيس كار كرد و برترى و راست گفتارى او را بشناخت و سالاران و سپاهها را فرستاد . براى مردم بصره سالاران معين كرد و براى مردم كوفه سالاران معين كرد و فرمان خويش را با آنها و اينها بگفت و به سال هيجدهم روان شدند . به ابو موسى گفت از بصره برود و جايى كه حوزهء حفاظ بصره به سر مىرسد بماند تا با او بگويد چه بايد كرد . پرچمهاى سالاران را با سهيل بن عدى وابستهء بنى عبد الاشهل فرستاد ، سهيل پرچمها را بياورد ، پرچم خراسان را به احنف بن قيس داد ، پرچم اردشير خره و شاپور را به مجاشع بن مسعود سلمى داد ، پرچم استخر را به عثمان بن ابى العاص ثقفى داد ، پرچم فسا و دارابگرد را به ساريه بن زنيم كنانى داد ، پرچم كرمان همراه سهيل بن عدى بود ، پرچم سيستان را به عاصم بن عمرو داد ، وى از صحابه بود . پرچم مكران را به حكم بن عمير تغلبى داد . همگان به سال هفدهم بيرون شدند و اردو زدند كه سوى اين ولايات روند اما حركتشان انجام نگرفت تا سال هيجدهم در آمد . عمر از مردم كوفه براى اين سالاران كمك فرستاد : عبد الله بن عتبان را به كمك سهيل بن عدى فرستاد ، علقمة بن نضر و عبد الله بن ابى عقيل و ربعى بن عامر و ابى ام - غزال را به كمك احنف فرستاد ، عبد الله بن عمير اشجعى را به كمك عاصم بن عمرو