محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1897
تاريخ الطبرى ( فارسي )
چند ماه هرمزان و سپاه وى را محاصره كردند و بسيار كس بكشتند براء بن مالك از آغاز محاصره تا هنگامى كه خداوند مسلمانان را ظفر داد يكصد هماورد را بكشت ، بجز كسانى كه در موارد ديگر كشته بود ، مجزأة بن ثور نيز به همين تعداد كشته بود ، كعب بن سور نيز به همين تعداد كشته بود ، ابو تمتمه نيز به همين تعداد كشته بود . چند تن ديگر از بصريان نيز چنين بودند با چند تن از كوفيان كه حبيب بن قره و ربعى بن عامر و عامر بن عبد الاسود از آن جمله بودند و از سران قوم كسان بودند كه بيشتر كشته بودند . در جنگ شوشتر ، مشركان از حصار خويش هشتاد بار حمله كردند كه گاهى به ضررشان بود و گاهى به سودشان بود . در حملهء آخرين كار جنگ بالا گرفت و مسلمانان به براء گفتند : « خدا را سوگند بده كه آنها را از مقابل ما هزيمت كند » براء گفت : « خدايا هزيمتشان كن و مرا به شهادت رسان » گويد : مسلمانان دشمن را هزيمت كردند و سوى خندقها راندند آنگاه به خندقها تاختند و سوى شهر راندند و دشمن را آنجا محاصره كردند . در اين اثنا كه شهر بر دشمن تنگ شده بود و جنگ طولانى شده بود يكى پيش نعمان آمد و از او امان خواست به شرط آنكه راهى نشان دهد كه از آنجا وارد شهر شوند . در ناحيهء ابو موسى نيز تيرى انداخته شد با نوشته اى كه من به شما اعتماد مىكنم و از شما ايمنم و امان مىخواهم به شرط اينكه راهى نشان دهم كه از آنجا به در آييد و گشودن شهر از آنجا باشد . گويد : تيرى انداختند و وى را امان دادند و او تيرى ديگر انداخت و گفت : « از جائى كه آب بيرون مىشود حمله كنيد كه شهر را خواهيد گشود . » ابو موسى كسان را بر انگيخت و سوى آنجا خواند كه عامر بن عبد قيس و كعب بن سور و مجزأة بن ثور و حسكة بن حبطى و بسيار كس ديگر داوطلب شدند و شبانه به آن مكان رفتند .