محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1893

تاريخ الطبرى ( فارسي )

ترجمان بن فلان و حصين بن ابى الحر و احنف بن قيس و سعد بن ابى العرجاء و عبد الرحمن بن سهل و صعصعة بن معاويه داوطلب شدند و با دوازده هزار كس بر استران روان شدند و اسبان را يدك مىكشيدند . سالار قوم سبرة بن ابور هم بود كه از طايفهء بنى مالك بن حسل بود . پادگانها در اهواز به جاى خويش بود و حفاظت برقرار بود كه از مهاجم و مردم محل دفاع مىكردند . ابو سبره با سپاه برفت و راه ساحل گرفت . هيچكس به او برنخورد و متعرض او نشد تا همانجايى كه پس از جنگ طاوس ، راه مسلمانان را بسته بودند با خليد تلاقى كرد . كار جنگ با مسلمانان را مردم استخر به عهده داشتند با اندكى از مردم ديگر . هنگامى كه راهها را بر مسلمانان بسته بودند و به سختى انداخته بودند از مردم فارس كمك خواسته بودند و از هر سمت و ولايت كسان آمده بودند پس از جنگ طاوس با ابو سبره تلاقى كردند كه به كمك مسلمانان آمده بود براى مشركان نيز كمك آمده بود . سالار مشركان شهرك بود . جنگ شد و خدا مسلمانان را ظفر داد و مشركان را بشكست و مسلمانان هر چه خواستند از آنها كشتند . در اين جنگ بود كه نوخاستگان بصره كه از همه نوخاستگان ولايات بهتر بودند اعتبار يافتند و از كوفيان سبق گرفتند ، آنگاه با غنايم بازگشتند كه عتبه دستور داده بود و نوشته بود عجله كنيد و در راه توقف نكنيد ، و در بصره به او پيوستند . مردم بصره به منزلهاى خويش رفتند ، و آن گروه از مردم هجر كه نجات يافته بودند در قبايل خويش پراكنده شدند و آن گروه از مردم عبد القيس كه نجات يافته بودند به محل سوق البحرين رفتند . وقتى عتبه اهواز را به تصرف آورد و فارس آرام شد ، از عمر اجازهء حج خواست كه اجازه داد و چون حج را به سر برد ، خواست كه وى را از كار معاف