محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1861

تاريخ الطبرى ( فارسي )

در همين سال جزيره گشوده شد اين مطابق روايت سيف است ، اما ابن اسحاق گويد كه به سال نوزدهم هجرت گشوده شد و قصهء فتح آن چنان بود كه عمر به سعد بن ابى وقاص نوشت اكنون كه خدا شام و عراق را براى مسلمانان گشود سپاهى سوى جزيره فرست و يكى از سه كس ، خالد بن عرفطه يا هاشم بن عتبه يا عياض بن غنم را سالارشان كن . وقتى نامهء عمر به سعد رسيد گفت : « امير مؤمنان عياض بن غنم را از آن رو آخر آورده كه دل با او دارد كه سالارش كنم ، او را سالار مىكنم . » پس او را فرستاد و سپاهى همراه وى كرد ، ابو موسى اشعرى را نيز همراه وى فرستاد ، با پسرش عمر كه نوسال بود و كارى به عهده نداشت . عثمان بن ابى العاص ثقفى را نيز فرستاد ، و اين به سال نوزدهم بود . گويد : عياض سوى جزيره روان شد و با سپاه خويش مقابل رها اردو زد . مردم آنجا با وى صلح كردند كه جزيه دهند ، حران نيز پس از رها صلح كرد و مردم آن عهده دار جزيه شدند . آنگاه ابو موسى اشعرى را سوى نصيبين فرستاد ، عمر بن سعد را نيز با گروهى سوى راس العين فرستاد كه عقبدار مسلمانان باشند و خود او با بقيهء سپاه سوى دارا رفت و آنجا را گشود . ابو موسى نيز به سال نوزدهم نصيبين را گشود . گويد : آنگاه سعد عثمان بن ابى العاص را به غزاى چهارم ارمينيه فرستاد كه جنگى كرد و در اثناى آن صفوان بن معطل سلمى به شهادت رسيد . آنگاه مردم آنجا با عثمان بن ابى العاص صلح كردند كه جزيه بدهند ، هر خانه اى يك دينار ، پس از آن فتح قيساريه فلسطين رخ داد و هرقل فرارى شد . اما روايت سيف چنين است كه گويد : وقتى عياض بن غنم ، به دنبال قعقاع روان