محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1846
تاريخ الطبرى ( فارسي )
زبان خود را در روستا فرو برده است . » آنچه را كه مجاور فرات بود ملطاط مىگفتند ( يعنى ساحل ) و آنچه مجاور گل بود نجاف بود ( يعنى جاى بلند . ) آنگاه عمر به سعد نوشت و دربارهء آن دستور داد . سعيد گويد : وقتى سلمان و حذيفه پيش سعد آمدند و دربارهء كوفه خبر آوردند و نامهء عمر دربارهء آنچه گفته بودند رسيد ، سعد به قعقاع بن عمرو نوشت كه قباذ را با عجمانى كه پيرو شما شدهاند و يا همراه وى آمدهاند در جلولا واگذار ، قعقاع چنان كرد و با سپاه خويش پيش سعد آمد . و هم او به عبد الله بن معتم نوشت كه مسلم بن عبد الله را كه در ايام قادسيه اسير شده با كسانى از چابكسواران پارسى كه دعوتتان را پذيرفتهاند يا همراه شما هستند در موصل واگذار ، عبد الله چنان كرد و با سپاه خويش پيش سعد آمد . آنگاه سعد با كسان از مداين در آمد و در محرم سال هفدهم در كوفه اردو زد . از جنگ مداين تا رفتن به كوفه يك سال و دو ماه بود و از وقت خلافت عمر تا طراحى كوفه سه سال و هشت ماه بود و كوفه به سال چهارم خلافت وى در محرم سال هفدهم مبدأ تاريخ ، طراحى شد . گويد : در محرم اين سال در مداين ، پيش از رحيل ، مقررى كسان را دادند و در بهرسير در محرم سال شانزدهم دادند . مردم بصره نيز از آن پس كه سه بار منزلگاه عوض كرده بودند ، در محرم سال هفدهم در جاى كنونى قرار گرفتند و اين كار در مدت يك ماه انجام گرفت . واقدى گويد : از قاسم بن معن شنيدم كه مردم در آخر سال هفدهم در كوفه فرود آمدند . گويد : ابن ابى الرقاد بنقل از پدرش مىگفت كه كوفه در آغاز سال هيجدهم منزلگاه شد . سعيد گويد : عمر به سعد بن مالك و عتبة بن غزوان نوشت كه با كسان در هر بهار