محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1838

تاريخ الطبرى ( فارسي )

گويد : خسروشنوم فرارى شد و مسلمانان بر حلوان تسلط يافتند و قعقاع عجمان را آنجا فرود آورد و قباد را سالارشان كرد ، قعقاع رفتگان را دعوت كرد كه بيامدند و تعهد جزيه كردند و او همچنان سالار مرزو و جزيه بود تا وقتى كه سعد از مداين سوى كوفه رفت و قعقاع به دو پيوست و قباد را كه اصل وى از خراسان بود بمرز گماشت . بگفتهء سيف فتح تكريت در همين سال يعنى سال شانزدهم در ماه جمادى رخ داد . سخن از فتح تكريت وليد بن عبد الله گويد : سعد دربارهء اجتماع مردم موصل بر انطاق و آمدن وى به تكريت و خندق زدن آنجا براى حفظ سرزمين و هم دربارهء اجتماع سپاه جلولا بدور مهران نامه نوشته بود . عمر در باب جلولا چنان نوشت كه گفتيم و در بارهء تكريت و اجتماع اهل موصل به دور انطاق نوشت كه عبد الله بن معتم را سوى انطاق فرست ربعى بن افكل عنزى را بر مقدمهء وى گمار و ميمنه را به حارث بن حسان ذهلى سپار و ميسره را به فرات ابن حيان عجلى سپار ، دنباله دار وى هانى بن قيس باشد و سالار سواران عرفجة بن هرثمه باشد . گويد : عبد الله بن معتم با پنجهزار كس از مداين روان شد و چهار روزه تا تكريت رفت و در مقابل انطاق فرود آمد كه روميان و طايفهء اياد و تغلب و نمر و شهارجه با وى بودند و خندق زده بودند . عبد الله چهل روز آنها را محاصره كرد و بيست و - چهار تلاقى شد شوكت ايشان از مردم جلولا كمتر بود و كارشان زودتر به پايان رسيد . عبد الله بن معتم كسان بر گماشت كه عربان را دعوت كنند كه وى را بر ضد روميان يارى