محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1827

تاريخ الطبرى ( فارسي )

آبخوران دجله را به نعمان سپرد و اينان پلها زدند . آنگاه كنار رفتند و كار آنها را به حذيفة ابن اسيد و جابر بن عمرو مزنى دادند و پس از آن كارشان به حذيفة بن يمان و عثمان بن حنيف داده شد . طبرى گويد : چنان كه در روايت ابن اسحاق و سيف آمده ، جنگ جلولا در همين سال ، يعنى سال شانزدهم رخ داد . سخن از جنگ جلولا قيس بن ابى حازم گويد : وقتى در مداين اقامت گرفتيم و غنايم آن را تقسيم كرديم و خمسها را پيش عمر فرستاديم و آنجا ببوديم خبر آمد كه مهران در جلولا اردو زده و خندق كنده و مردم موصل در تكريت اردو زده‌اند . ابو طيبهء بجلى روايتى همانند اين دارد با اين اضافه كه گويد : سعد اين خبر را براى عمر نوشت و عمر نوشت كه هاشم بن عتبه را با دوازده هزار كس سوى جلولا فرست و مقدمهء سپاه او را به قعقاع بن عمرو ده و ميمنه را به سعر بن مالك سپار و ميسره او را به عمرو بن مالك بن عتبه سپار و عمرو بن جهنى را به دنبالهء وى گمار . مهلب گويد : و نيز عمر به سعد نوشت كه اگر خدا دو سپاه سپاه مهران و سپاه انطاق را هزيمت كرد ، قعقاع را بفرست كه ما بين سواد و جبل در حدود سواد شما موضع گيرد . گويد : و قصهء سپاه جلولا چنان بود كه وقتى عجمان از مداين گريختند و به جلولا رسيدند كه راه مردم آذربيجان و باب و مردم جبال و فارس جدا مىشد ، يك ديگر را به ملامت گرفتند و گفتند : « اگر متفرق شويد هرگز فراهم نشويد . اينك جايى است كه ما را از همديگر جدا مىكند ، بياييد بر ضد عربان همسخن شويم و با آنها بجنگيم اگر ظفر يافتيم مطلوب بدست آمده و اگر كار صورت ديگر گرفت تلاش خويش را