محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1816
تاريخ الطبرى ( فارسي )
گويد : نخستين كسانى كه وارد مداين شدند گروه اهوال بودند . پس از آن گروه خرساء وارد شدند و در كوچه ها همى رفتند و به كس بر نمىخوردند كه كس نبود جز آنها كه در قصر سپيد بودند ، آنها را در ميان گرفتند و دعوتشان كردند و پذيرفتند كه جزيه دهند و ذمى شوند ، مردم مداين نيز به همين شرط باز آمدند بجز خاندان خسرو و كسانى كه با آنها رفته بودند كه مشمول آن نشدند . گويد : سعد در قصر سپيد منزل گرفت و زهره را با پيشتازان سپاه به دنبال پارسيان سوى نهروان فرستاد . زهره برفت تا به نهروان رسيد ، در جهتهاى ديگر نيز كسان به دنبال پارسيان فرستاد كه به همين مسافت رفتند . ابو مالك ، حبيب بن صهبان ، گويد : وقتى در جنگ مداين مسلمانان از دجله مىگذشتند پارسيان به آنها مىنگريستند و مىگفتند : « ديوان آمد » [ 1 ] و بهمديگر مىگفتند : « به خدا با انسانها جنگ نمىكنيد ، با جنيان جنگ مىكنيد » ابى البخترى گويد : پيشتاز مسلمانان سلمان پارسى بود و مسلمانان وى را دعوتگر پارسيان كرده بودند . گويد : به دو گفته بودند مردم بهر سير را دعوت كند . بر در قصر سپيد نيز گفتند كه آنها را سه بار دعوت كرد و دعوت وى چنان بود كه مىگفت : « اصل من از شماست و دلم بحالتان ميسوزد شما را به سه چيز مىخوانم كه به صلاح شماست . اينكه مسلمان شويد و برادران ما باشيد و حقوق و تكاليف شما همانند ما باشد و گر نه جزيه دهيد و گر نه با شما منصفانه جنگ مىكنيم كه خدا جنايتكاران را دوست ندارد . » گويد : در بهر سير چون روز سوم رسيد و پاسخى نرسيد مسلمانان با آنها بجنگيدند . اما در مداين چون روز سوم رسيد مردم قصر سپيد پذيرفتند و برون آمدند و سعد در قصر سپيد منزل گرفت و ايوان را نمازگاه كرد و تصويرهاى گچى را كه آنجا بود بجاى نهاد .
--> [ 1 ] - در متن به پارسى است .