محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1774
تاريخ الطبرى ( فارسي )
گويد : پس من قسم ياد كردم و ديگ را به من تسليم كردند و ريشه اموال ما از آنجاست . عمره دختر قيس گويد : وقتى كسان براى جنگ مردم ابله برون شدند شوهر و پسر من نيز با آنها برفتند و دو درم و پيمانه پيمانه مويز گرفتند . و چون برفتند و مقابل ابله رسيدند به دشمن گفتند : « ما به طرف شما عبور كنيم ؟ يا شما به طرف ما عبور مىكنيد ؟ » گفتند : « شما به طرف ما عبور كنيد . » مسلمانان چوب درختان را بگرفتند و به هم بستند و سوى دشمن عبور كردند ، مشركان گفتند : « با اوليشان كارى نداشته باشيد تا آخريشان عبور كند . » و چون به زمين رسيدند تكبيرى گفتند . آنگاه تكبير دوم گفتند و مركبهايشان روى پا بلند شد ، آنگاه تكبير سوم گفتند و چهار پايان بنا كرد راكب خويش را به زمين افكند و ما سرها را مىديديم كه روى زمين مىافتاد اما نمىديديم كه به آن ضربت مىزند و خدا فتح نصيب مسلمانان كرد . مداينى گويد : صفيه دختر حارث بن كلده زن عتبة بن غزوان بود و خواهر وى ارده دختر حارث ، زن شبل بن معبد بجلى بود و چون عتبه سالارى بصره يافت خويشاوندان وى ابو بكر و نافع و شبل بن معبد با وى آمدند و زياد نيز با آنها بود و چون ابله را بگشودند كس نبود كه ميان آنها تقسيم كند و زياد قسمتگرشان شد ، در اين وقت چهارده ساله بود و گيسوى آويخته داشت و هر روز دو درم به او مىدادند . گويند سالارى عتبه بر بصره به سال پانزدهم و به قولى به سال شانزدهم بود و گفتار اول درستتر است . مدت سالارى عتبه بر بصره شش ماه بود پس از آن عمر مغيرة بن شعبه ثقفى را سالار بصره كرد و دو سال در اين كار بود و دربارهء وى گفتند آنچه گفتند و عمر ابو موسى را سالار بصره كرد ، بقولى عمر پس از عتبه ابو موسى و