محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1769
تاريخ الطبرى ( فارسي )
روزى سخت گرم بود و نسيمى نبود . منبرى براى عتبه برآوردند و او به سخن ايستاد و گفت : « دنيا بسر رسيده و از آن چيزى همانند سر ريز طرف بمانده ، شما از اينجا به دار القرار ميرويد ، با اعمال نيك آنجا رويد ، به من گفتهاند كه اگر از لب جهنم سنگى فرو افكنند هفتاد پاييز همچنان فرو رود و آن را پر مىكند ، آيا تعجب مىكنيد ؟ « به من گفتهاند كه ميان دو لنگه از درهاى بهشت چهل سال راه است و روزى بيايد كه آنجا پر شود ، روزى بود كه من هفتمين يار پيمبر صلى الله عليه و سلم بودم و غذايى جز برگ درخت بيابانى نداشتيم چندان كه لبهاى ما متورم شد و من بردى برگرفتم و پاره كردم و با سعد تقسيم كرديم . هر يك از اين هفت كس امير يكى از ولايتهاست . پس از ما كسان را تجربه خواهيد كرد . » عمرو گويد : وقتى عتبة بن غزوان مازنى ، از بنى مازن منصور ، از مداين سوى دروازهء هند رفت ، بر ساحل مقابل جزيرة العرب فرود آمد و اندكى آنجا بماند . آنگاه منزل عوض كرد و كسان شكايت همى كردند . عمر به دو فرمان داد كه در سنگستان منزلگاه گيرد ، پيش از آن سه جا كه عوض كرده بودند كه جاى گلى را خوش نداشتند ، منزلگاه چهارم بصره بود ، بصره سرزمينى است كه همه سنگ آن گچ است . به آنها دستور داده شد نهرى از دجله روان كنند و نهرى براى آب خوردن كشيدند . و اسكان مردم بصره در بصره و اسكان مردم كوفه در كوفه كنونى ، در يك ماه بود ، مردم كوفه پيش از آنكه در آنجا منزلگاه گيرند در مداين بودند تا در كوفه اقامت گرفتند ، مردم بصره در ساحل دجله بودند و چند بار جا عوض كردند تا آنجا مقيم شدند . در آغاز يك فرسخ برفتند و نهرى كشيدند آنگاه فرسخى برفتند و نهر را كشيدند ، پس از آن باز فرسخى برفتند و نهر را كشيدند ، پس از آن به سنگستان رسيدند و نهر را كشيدند . طرح محلات بصره را همانند كوفه ريختند . كار اسكان بصره با ابو الجربا عاصم بن دلف بود كه از مردم بنى عيلان تميم بود .