محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1305
تاريخ الطبرى ( فارسي )
سخن از شتران شيرى پيمبر معاوية بن عبد الله گويد : پيمبر يك گله شتر شيرى داشت و همان بود كه در بيشه بر آن هجوم آوردند و به غارت بردند و بيست شتر بود كه خانوادهء پيمبر از شير آن زندگى مىكردند و هر شب دو ظرف بزرگ شير براى او مىآوردند غزار و حناء و سمراء و عريس و سعديه و بغوم و يسيرة و ريا از آن جمله بود . ام سلمه گويد : بيشتر غذاى ما در خانهء پيمبر شير بود و پيمبر يك گله شتر شيرى در بيشه داشت كه بر زنان خود تقسيم كرده بود و يك شتر به نام عريس بود كه شير فراوان به ما مىداد و عايشه شتر سمرا را داشت كه شير داشت اما چون شتر من نبود و چوپان شتران را به چراگاهى در اطراف جوانيه برد و شبانگاه به خانه هاى ما مىآورد كه مىدوشيدند و شير شتر عايشه مانند شتر من يا بيشتر شد . جبير گويد : پيمبر شتران شيرى داشت كه در ذى الجدر و در حماء بود و شير آن را براى ما مىآوردند ، يكى از آن جمله مهره نام داشت كه سعد بن عباده آن را فرستاده بود كه از شتران بنى عقيل بود و شير فراوان داشت ، ريا و شقرا نيز بود كه در بازار نبط از بنى عامر خريده بود ، برده و سمرا و عريس و يسيره و حنا نيز بود و اين شتران را مىدوشيدند و هر شب آن را براى وى مىآوردند . يسار غلام پيمبر نگهبان شتران بود كه غارتيان عرب او را كشتند . سخن از بزان شيرى پيمبر ابراهيم بن عبد الله گويد : پيمبر هفت بز شيرى داشت : عجوه و زمزم و سقيا و بركه و رسه و اطلال و اطراف .