محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1293

تاريخ الطبرى ( فارسي )

داشت و فرزندى نياورده بود و از بنى سهم جز او كس در بدر حاضر نبود . پس از آن پيمبر ام سلمه را به زنى گرفت . نام وى هند بود و دختر ابو امية بن مغيرهء مخزومى بود و پيش از آن زن ابو سلمة بن عبد الاسد مخزومى بود كه در بدر حضور داشته بود و چابك سوار قوم بود ، به روز احد تيرى به دو رسيد كه از آن درگذشت . ابو سلمه پسر عمهء پيمبر بود و با او شير خورده بود ، مادرش نوه دختر عبد المطلب بود و از ام سلمه ، عمرو سلمه و زينب و دره را آورد . هنگامى كه ابو سلمه بمرد پيمبر هفت تكبير بر او گفت . پرسيدند : « اين از سهو بود يا فراموشى ؟ » پيمبر گفت : « نه سهو بود و نه فراموشى ، اگر بر ابو سلمه هزار تكبير گفته بودم شايستهء آن بود . » پيمبر ام سلمه را پيش از جنگ خندق به سال سوم هجرت گرفت و دختر حمزة بن عبد المطلب را به زنى سلمه پسر وى داد . پس از آن به سال غزاى مريسيع كه سال پنجم هجرت بود پيمبر خدا صلى الله عليه و سلم جويريه دختر حارث بن ابى ضرار را به زنى گرفت . پيش از آن جويريه زن مالك بن صفوان بود و براى او فرزند نياورده بود و جزو اسيران جنگ مريسيع سهم پيمبر شد كه او را آزاد كرد و به زنى گرفت . جويريه از پيمبر خواست كه اسيران قوم وى را كه به دست دارد ، آزاد كند و پيمبر تقاضاى او را پذيرفت و آنها را آزاد كرد . پس از آن پيمبر خدا ام حبيبه دختر ابو سفيان بن حرب را به زنى گرفت پيش از آن ام حبيبه زن عبيد الله بن جحش بود و با شوهر خويش به مهاجرت حبشه رفته بود ، عبيد الله در حبشه نصرانى شد و از ام حبيبه خواست كه او نيز نصرانى شود اما نپذيرفت و بر مسلمانى پايدار ماند و شوهرش به دين نصرانى بمرد و پيمبر دربارهء ازدواج او كس پيش نجاشى فرستاد و نجاشى به ياران پيمبر كه آنجا بودند گفت : « كى از همه