محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1286
تاريخ الطبرى ( فارسي )
بود كه پيمبر دربارهء او به زيد گفت : « با لا إله الا الله گوى چكار داشتى ؟ » پس از آن غزاى عمرو بن عاص سوى ذات السلاسل بود . پس از آن غزاى ابن ابى حدرد و همراهان او سوى دره اضم بود . پس از آن باز غزاى عبد الله بن ابى حدرد سوى بيشه بود . پس از آن غزاى عبد الرحمن بن عوف بود . پس از آن غزاى ابو عبيدة بن جراح بود كه سوى ساحل دريا رفت و آن را غزوهء خبط گفتند . محمد بن عمرو گويد : همه غزاهاى پيمبر و دسته ها كه فرستاد چهل و هشت بود . واقدى گويد : در اين سال كه سال دهم بود در ماه رمضان جرير بن عبد الله بجلى پيش پيمبر خداى آمد و مسلمان شد و پيمبر او را سوى بت ذو الخلصه فرستاد كه آن را ويران كرد . گويد : و هم در اين سال و برين يحنس پيش ابناى يمن رفت و آنها را سوى اسلام خواند و پيش دختران نعمان بن بزرج منزل گرفت و آنها مسلمان شدند و كس پيش فيروز ديلمى فرستاد كه به مسلمانى گرويد و نيز مركبود و عطا پسرش و وهب بن منبه اسلام آوردند . و نخستين كسانى كه در يمن قرآن را فراهم آوردند عطاء پسر مركبود و وهب بن منبه بودند . و هم در اين سال باذان كه در يمن عامل شاهان پارسى بود اسلام آورد و كس پيش پيمبر فرستاد و اسلام خويش را خبر داد . ابو جعفر گويد : كسانى با عبد الله بن ابى بكر و آنها كه همه غزاهاى پيمبر را بيست و شش مىدانند اختلاف كردهاند . ابو اسحاق گويد : از زيد بن ارقم شنيدم كه پيمبر نوزده غزا كرد و پس از هجرت فقط به حجة الوداع رفت و جز آن حج نكرد . گويد : از زيد پرسيدم : « در چند غزا همراه پيمبر بودى ؟ »