محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1658

تاريخ الطبرى ( فارسي )

تقسيم كرد و خمس را جز آنچه به غنيمت گيرندگان داده بود بر گرفت و اين غزاى ماهيان بود . و چنان شد كه آزاذ مرد پسر آزاذبه به طلب كسان خود برون شده بود و سواد ابن مالك و گروهى سواران همراه وى راه او بگرفتند و بر پل سيليحين جنگيدند تا وقتى مطمئن شدند كه غنيمت از دسترس دشمن دور شد ، به دنبال آن رفتند و آن را به مسلمانان رسانيدند . و چنان بود كه مسلمانان به گوشت بسيار راغب بودند كه گندم و جو و خرما و حبوبات چندان داشتند كه براى مدتى بس بود و دسته ها براى گرفتن گوشت فرستاده مىشد كه از گوشت نام مىگرفت . از جمله غزاهاى گوشت ، غزاى گاوان و غزاى ماهيان بود . و نيز مالك بن ربيعة بن خالد تيمى ، وائلى با مشاور بن نعمان تيمى ربيعى فرستاده شدند كه بر فيوم حمله بردند و شتران بنى تغلب و نمر را بگرفتند و با همراهان آن براندند و شبانگاه پيش سعد آوردند و كسان شتران را كشتند و گوشت فراوان شد . عمرو بن حارث نيز سوى نهرين حمله برد و بر در ثورا گوسفندان بسيار يافتند و در سرزمين شيلى كه اكنون شهر زياد است براندند و به اردوگاه آوردند . گويد : در آن هنگام جز دو نهر آنجا نبود . از وقتى كه خالد بعراق آمد تا وقتى كه سعد به قادسيه رسيد دو سال و چيزى فاصله بود و سعد دو ماه و چيزى در قادسيه بماند تا فيروزى يافت . از حوادث پارسيان و عربان از پس بويب اين بود كه انوشگان پسر هربذ از سواد بصره سوى مردم غضى مىرفت كه مستورد و عبد الله بن زيد سالار تيره رباب تميم و جزء بن معاويه و ابن نابغه دو سالار تيره سعد تميم و حسن بن نيار و اعور بن شبابه دو سالار قوم عمرو ، و تميم و حصين بن معبد و شبه دو سالار قوم حنظله تميم راهش را ببستند و او را بكشتند و چون سعد بيامد آنها و مردم غضى و همه اين طوايف به دو پيوستند .