محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1643
تاريخ الطبرى ( فارسي )
آنها كه در فتح مكه حضور داشته بودند و هفتصد كس از فرزندان صحابه پيمبر از همه قبايل عرب . سعد در شراف بود كه نامه عمر آمد كه مضمون آن همانند راى مثنى بود ، همانوقت نيز نامه اى براى ابو عبيد فرستاده بود كه مردم عراق را كه شش هزار كس بودند با هر كس از سپاه او كه ميل دارد سوى عراق رود آنجا فرستد . مضمون نامهء عمر به سعد چنين بود : « اما بعد از شراف با همه مسلمانانى كه همراه تواند سوى « پارسيان رو و در همه كارهاى خويش به خدا توكل كن و از او يارى بخواه . « بدان كه سوى قومى مىروى كه شمارشان بسيار است و لوازم فراوان « دارند و نيروى بسيار و ديارشان گرچه دشت است به سبب درياها و آبها و « سنگستانها سخت و دستنيافتنى است مگر آنكه از آبهاى تنگ بگذرند « و چون با همه قوم با يكى از آنها رو برو شدى حمله و ضربت زدن آغاز « كنيد . مبادا با همه جمع آنها رو برو شويد و مبادا شما را بفريبند كه مردمى « فريبكار و مكارند و رفتارى جز رفتار شما دارند ، مگر آنكه سخت بكوشيد . « و چون به قادسيه رسيدى ، و قادسيه در جاهليت دروازهء ديار پارسيان بوده « و آنجا از همه دروازه هاى ديگر لوازم بيشتر دارند و از جاهاى ديگر آرند « كه جايگاهى وسيع و آباد و استوار است و پيش روى آن پلها و رودهاى « صعب العبور است ، مىبايد بر همه گذرگاههاى آن اردوگاهها پديد آرى و « مسلمانان ميان سنگستان و بيابان باشند ، بر كناره هاى سنگستان و كناره هاى « بيابان و ريگستانهاى ما بين آن باشند . آنگاه بجاى خويش باش و از آنجا « مرو كه چون خبردار شوند به جنبش آيند و گروههاى خويش را سوار و « پياده با همه نيرو سوى شما فرستند . اگر در مقابل دشمن پايمردى كنيد « اميدوارم كه ظفر يابيد و هرگز مانند اين جمع بر ضد شما فراهم نيارند ،