محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1623

تاريخ الطبرى ( فارسي )

سالارى قوم را به دو داد و به مثنى و جرير بن عبد الله نوشت كه به سعد ملحق شوند و وى را بر آنها سالارى داد ، سعد برفت تا در شراف منزل گرفت و مثنى و جرير پيش وى رفتند ، سعد زمستان را در شراف بود و كسان به دور وى فراهم آمدند و مثنى بن حارثه كه خدايش رحمت كند در گذشت . خبر خنافس زياد گويد : مثنى در سواد پيشروى آغاز كرد و بشر بن خصاصيه را در حيره جانشين كرد و جرير را سوى ميشان فرستاد و هلال بن علفهء تيمى را سوى دشت ميشان فرستاد و عصمة بن فلان ضبى و كلج ضبى و عرفجهء بارقى و امثال آنها از سران مسلمانان را بر پادگانها گماشت . آنگاه مثنى در اليس فرود آمد كه يكى از دهكده هاى انبار بود ، و اين غزا غزاى اخير انبار و غزاى اخير اليس نام گرفت و دو تن كه يكى انبارى بود و ديگرى حيرى مثنى را به پيشروى ترغيب كردند و هر كدامشان از بازارى سخن آوردند ، انبارى او را سوى خنافس دلالت مىكرد و حيرى مىگفت سوى بغداد رود . مثنى گفت : « كداميك پيش از ديگرى است ؟ » گفتند : « اين دو جا چند منزل از هم فاصله دارد . » گفت : « كدام يك فورىتر است ؟ » گفتند : « بازار خنافس كه مردم آنجا روند و قبيلهء ربيعه و قضاعه براى حفاظت بازار آنجا فراهم آيند . » مثنى براى حمله به بازار خنافس آماده شد و هنگامى كه پنداشت بروز بازار آنجا مىرسد آهنگ خنافس كرد و روز بازار به خنافس حمله برد . دو گروه از ربيعه و قضاعه آنجا بودند . سالار گروه قضاعه رومانس بن وبره بود و سالار ربيعه سليل بن قيس بود كه بازار را حفاظت مىكردند .