محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1606
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« * ( وَمن يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَه إِلَّا مُتَحَرِّفاً لِقِتالٍ ، أَوْ مُتَحَيِّزاً إِلى فِئَةٍ فَقَدْ باءَ بِغَضَبٍ من الله وَمَأْواه جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ 8 : 16 ) * » [ 1 ] يعنى : و هر كه در آن روز پشت خويش به آنها بگرداند ، مگر آنكه براى حمله اى منحرف شود يا سوى گروهى ديگر رود ، قرين غضب خدا شده ، جاى او جهنم است كه سرانجامى است بد . از خواندن اين آيه مىگريست و عمر به او مىگفت : « معاذ گريه مكن ، من « گروهء » تو هستم ، تو سوى من آمده اى . » خبر اليس كوچك ابو جعفر گويد : در روايت عطيه چنين آمده كه جاپان و مردانشاه بيامدند و راه را بستند و در انتظار پراكندگى مسلمانان بودند و از قضيهء اختلاف فارسيان كه پيش ذو الحاجب آمده بود ، بى خبر بودند و چون پارسيان پراكنده شدند و ذو الحاجب از دنبال آنها برفت و مثنى از كار جاپان و مردانشاه خبر يافت ، عاصم بن عمرو را بر سپاه گماشت و با جمعى سوار آهنگ آنها كرد كه پنداشتند به فرار مىرود و راه او را بگرفتند و هر دو اسير شدند و مردم اليس به همراهانشان تاختند و همه را اسير كردند و پيش مثنى آوردند كه به همين سبب به آنها پيمان حمايت داد و جاپان و مردانشاه را پيش آورد و گفت : « شما امير ما را فريب داديد و دروغ گفتيد و تحريك كرديد » و گردن آنها را زد ، گردن اسيران را نيز زد ، آنگاه سوى اردوگاه خويش باز گشت . گويد : ابو محجن از اليس فرار كرد و با مثنى باز گشت .
--> [ 1 ] انفال : 16