محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1590

تاريخ الطبرى ( فارسي )

به خدا و پيمبر وى بيرونشان مىكنيم كه گفته است : « در جزيرة العرب دو دين نماند . » و هر كه را بر دين خويش بماند بيرون كنند و زمينى همانند زمينشان به آنها مىدهيم كه حقشان بر ما مسلم است و بايد به حكم خدا به پيمان آنها وفا كنيم و اين به عوض زمين آنهاست كه در روستا براى همسايگانشان مانده است . خبر نمارق شعبى گويد : ابو عبيد همراه سعد بن عبيد و سليط بن قيس عدوى و مثنى بن حارثهء شيبانى حركت كرد . ابى روق گويد : پوران دختر كسرى در اختلافات مردم مداين داورى مىكرد تا به صلح آيند و چون فرخزاد پسر بندوان كشته شد و رستم بيامد و آزرميدخت را كشت وى همچنان داورى داشت تا وقتى يزدگرد را بياوردند و هنگام آمدن ابو عبيد پوران داورى داشت و كار جنگ با رستم بود . گويد : و چنان بود كه پوران براى پيمبر هديه فرستاده بود و او صلى الله عليه و سلم پذيرفت . پوران مخالف شيرى بود ، سپس پيرو وى شد و اتفاق كردند كه شيرى سر باشد و او را داور كرد . طلحه گويد : وقتى سياوخش ، فرخزاد پسر بندوان را كشت و آزرميدخت به شاهى رسيد پارسيان اختلاف كردند و در همه مدت غيبت مثنى از كار مسلمانان به خود مشغول بودند تا وقتى كه وى از مدينه باز آمد و پوران اين خبر را براى رستم فرستاد و تأكيد كرد كه با شتاب بيايد كه رستم بر مرز خراسان بود و با سپاه بيامد و نزديك مداين مقر گرفت و هر كجا به سپاه آزرميدخت بر خورد آن را بشكست . در مداين نيز جنگ شد و سياوخش هزيمت شد و حصارى شد ، آزرميدخت نيز محاصره شد ، و چون مداين را بگشود سياوخش را كشت و چشم آزرميدخت را كور كرد و پوران را به پادشاهى برداشت ، و پوران از او خواست كه به كار پارسيان قيام كند و از