محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1583

تاريخ الطبرى ( فارسي )

جنگ در آمد و خالد و سران ديگر ميان شهر به هم رسيدند . اينان به كشتار و غارت و آنان به صلح و سكون ، ناحيهء خالد را نيز مشمول صلح كردند و همه جا صلح شد . صلح دمشق بر تقسيم دينار و مال بود و يك دينار سرانه و اموال غارتى را تقسيم كردند و ياران خالد چون ياران سران ديگر بودند ، بر هر جريب از ديار دمشق يك پيمانه از محصول مقرر شد و اموال شاهان و تابعانشان غنيمت شد و بر - ذو الكلاع و ابو الاعور و بشير و يارانشان تقسيم شد و خبر خويش را براى عمر فرستادند . آنگاه نامهء عمر به ابو عبيده رسيد كه سپاه عراق را به عراق باز گردان و بگو با شتاب پيش سعد بن مالك روند و هاشم بن عتبه را سالار سپاه عراق كرد كه قعقاع بن عمرو بر مقدمهء آن بود و عمرو بن مالك و ربعى بن عامر بر دو پهلوى سپاه بودند كه پس از خاتمهء كار دمشق سوى سعد روان شدند ، هاشم با سپاه عراق راه عراق گرفت و سران ديگر سوى فحل رفتند . ياران هاشم ده هزار كس بودند و جاى كشتگان از كسان ديگر پر شده بود كه قيس و اشتر از آن جمله بودند . از جمله سران قوم علقمه و مسروق سوى ايليا رفتند و بر راه آن مقر گرفتند و گروهى از سران يمن در دمشق با يزيد بن ابى سفيان بماندند كه عمرو بن شمر بن غزيه و سهم بن مسافر بن هزمه و مشافع بن عبد الله بن شافع از آن جمله بودند . يزيد بن ابو سفيان پس از فتح دمشق دحية بن خليفهء كلبى را با سپاهى سوى تدمر فرستاد و ابو الزهراى قشيرى را سوى بثنيه و حوران فرستاد كه آنجا نيز به ترتيب دمشق صلح كردند و امور ناحيهء فتح شده را به عهده گرفتند . محمد بن اسحاق گويد : فتح دمشق به سال چهاردهم هجرت در ماه رجب بود .