محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1259
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« حق را مطابق دستور خدا بگيرد و مردم را بشارت نيك دهد و به نيكى وا - « دارد و كسان را قرآن و فقه دين آموزد و از بدى باز دارد و هيچ ناپاك به « قرآن دست نزند ، و حقوق تكاليف مردم را به آنها بگويد و در كار حق با « مردم مدارا كند و در كار ظلم با آنها خشونت كند كه خدا عز و جل از ظلم « بيزار است و از آن منع كرده و گفته لعنت خدا بر گروه ستمگران باد . » « و بايد كه مردم را مژدهء بهشت دهد تا عمل بهشتيان كنند و از جهنم « بترساند تا عمل جهنميان نكنند و مردمدارى كند تا در كار دين بينا و دانا « شوند و آداب و سنت و واجبات حج به كسان آموزد و اوامر خدا را در بارهء « حج اكبر و حج اصغر يعنى عمره بگويد و نگذارد كسى در يك جامهء « كوچك نماز كند ، مگر جامه اى فراخ باشد كه گوشه هاى آن را بر دوش خويش « افكند ، و نگذارد كه كس در يك جامه باشد كه عورت او نمايان باشد و « نگذارد كسى موى دراز خويش را ببافد و از پشت سر بياويزد ، و هنگامى « كه مردم در هيجان باشند نگذارد كه از قبايل و عشاير سخن آرند و كسان « را بدان خوانند ، بايد همه سخن از دعوت خداى يگانه باشد و هر كه به خدا « نخواند و به قبايل و عشاير بخواند او را به شمشير بزنيد تا همه دعوت به « خداى يگانهء بى شريك باشد ، و بايد بگويد تا مردم وضو كنند و صورت و « دستها را تا مرفق و پاها را تا پاشنه بشويند و سر را مسح كنند چنان كه خداى « عز و جل فرمان داده است . » « و بايد وقت نماز نگهدارد ، و ركوع و خشوع كامل كند و صبحدم « و نيمروز به وقت زوال خورشيد و پسينگاه كه خورشيد رو به غروب دارد « و مغرب كه شب مىرسد از آن پيش كه ستارگان در آسمان نمايان شود و « عشا ، در اول شب ، نماز كند و چون نداى نماز جمعه دهند به نماز جمعه « رود و هنگام رفتن غسل كند . »