محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1578
تاريخ الطبرى ( فارسي )
خبر دمشق به روايت ديگر ابو عثمان گويد : وقتى خدا سپاه روم را در يرموك هزيمت كرد و مردم واقوصه پراكنده شدند و غنيمت تقسيم شد و خمس را پيش ابو بكر فرستادند و فرستادگان روانه شدند ، ابو عبيده بشير بن كعب حميرى را بر يرموك گماشت كه از بازگشت دشمن غافلگير نشود و راه وى را قطع نكنند و خود وى با سپاه به آهنگ صفر برون شد ، مىخواست فراريان را تعقيب كند و نمىدانست فراهم آمدهاند يا پراكندهاند و خبر آمد كه سوى فحل رفتهاند . و نيز خبر آمد كه از حمص براى مردم دمشق كمك رسيده و ندانست كه به سوى دمشق رود يا سوى فحل كه جزو اردن بود . در اين باب براى عمر نامه نوشت و در انتظار جواب در صفر بماند . و چون عمر از فتح يرموك خبر يافت سالاران را به همان ترتيب كه ابو بكر گماشته بود به جا گذاشت ، مگر عمرو بن عاص و خالد بن وليد كه خالد را به ابو عبيده پيوست و به عمرو دستور داد به ديگران كمك كند تا جنگ به فلسطين افتد و عهده دار جنگ آنجا شود . اما در روايت ابن اسحاق در بارهء كار خالد و معزول شدن وى به وسيلهء عمر چنين آمده كه عمر به سبب سخنى كه خالد گفته بود از او خشمگين بود و به همه روزگار ابو بكر به سبب قتل مالك بن نويره و هم به سبب رفتار خالد در كار جنگ با وى سرگردان بود ، و چون به خلافت رسيد نخستين سخنى كه گفت در بارهء عزل خالد بود ، گفت : « هرگز از طرف من عهده دار كارى نشود » و به ابو عبيده نوشت كه اگر خالد گفتهء خود را تكذيب كرد سالار سپاه باشد و اگر تكذيب نكرد سالارى از تو باشد و عمامه از سرش بردار و نصف مال وى را بگير . و چون ابو عبيده اين سخن را با خالد بگفت ، خالد گفت : « مهلت بده تا با