محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1548

تاريخ الطبرى ( فارسي )

سوى شام مىفرستاد كه بعضى از آنها به ابو عبيده مىپيوستند و بعضى ديگر به يزيد مىپيوستند ، هر گروهى به هر كه مىخواست . گويند : نخستين صلحى كه در شام رخ داد صلح مأب بود ، مأب خيمه گاهى بود و شهر نبود و جزو بلقا بود ، ابو عبيده در راه خويش به مردم آنجا گذشت كه به - جنگ وى آمدند ، آنگاه صلح خواستند و با آنها صلح كرد . جمعى از روميان در عربهء فلسطين فراهم شدند و يزيد بن ابى سفيان ابو امامهء باهلى را سوى آنها فرستاد كه جمعشان را متفرق كرد . گويند : نخستين جنگى كه پس از غزاى اسامه در شام رخ داد در عربه بود ، پس از آن روميان سوى داثن ، و به قولى داثنه ، رفتند و ابو امامهء باهلى آنها را هزيمت كرد و يكى از بطريقانشان را كشت ، پس از آن جنگ مرح الصفر بود كه خالد بن سعيد بن عاص به شهادت رسيد و اذرنجا با چهار هزار كس از روميان بر آنها تاخت و غافلگيرشان كرد و خالد با گروهى از مسلمانان كشته شدند . ابو جعفر گويد : به قولى آنكه در اين جنگ كشته شد پسر خالد بن سعيد بود ، و چون پسر خالد كشته شد وى از كار سپاه كناره گرفت و ابو بكر ، خالد بن وليد را روانه كرد و او را به سالاران شام سالارى داد و همه را به دو پيوست . گويد : خالد در ربيع الاخر سال سيزدهم با هشتصد و به قولى پانصد كس از حيره در آمد و مثنى بن حارثهء را به جاى خود گماشت و در صندوداء با دشمنانى رو به رو شد و بر آنها ظفر يافت و ابن حرام انصارى را آنجا گماشت . در مصيخ و حصيد نيز با جمعى رو به رو شد كه سالارشان ربيعة بن بجير تغلبى بود و آنها را بشكست و اسير و غنيمت گرفت . پس از آن از راه بيابان از قراقر به سوى رسيد و به مردم آنجا حمله برد و اموالشان بگرفت و حرقوص بن نعمان بهرانى را بكشت . آنگاه سوى ارك رفت و مردم آنجا با وى به صلح آمدند .