محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1542

تاريخ الطبرى ( فارسي )

حارث بن هشام و ضرار بن ازور با چهار صد كس از سران و يكه سواران مسلمان با وى پيمان كردند و در مقابل خيمهء خالد چندان جنگيدند كه زخمدار شدند و جان دادند مگر آنها كه زخمشان شفا يافت و ضرار بن ازور از آن جمله بود . گويد : صبحگاهان عكرمه را كه زخمى بود پيش خالد آوردند كه سر او را بر ران خود نهاد ، عمرو بن عكرمه را نيز آوردند كه سر او را به ساق خود نهاد و چهرهء آنها را پاك مىكرد و آب به دهانشان مىريخت و مىگفت : « ابن حنتمه مىپنداشت كه ما به شهادت نمىرسيم » از ابى امامه كه در جنگ يرموك حضور داشته بود روايت كرده‌اند كه در آن روز زنان نيز در جنگ شركت كردند ، جويريه دختر ابو سفيان به جنگ آمد و همراه شوهر خويش بود ، همانروز چشم ابو سفيان تير خورد و ابو حثمه تير را از چشم وى در آورد . ارطاة بن جهيش گويد : اشتر در جنگ يرموك حضور داشت اما در قادسيه نبود ، در آن روز يكى از سپاه روز پيش آمد و هماورد خواست ، اشتر به مقابلهء آمد و ضربتى در ميانه رد و بدل شد و اشتر هنگام ضربت زدن به سپاهى روم گفت : « بگير كه من جوان اياديم » گفت : « خدا در قوم من امثال ترا زياد كند ، اگر از قوم من نبودى روميان را يارى مىكردم ، اما اكنون به آنها كمك نمىكنم . » ابو عثمان گويد : « از جمله سه هزار كس كه در جنگ يرموك كشته شدند عكرمه بود و عمرو بن عكرمه و سلمة بن هشام و عمرو بن سعيد و ابان بن سعيد . خالد بن سعيد زخمدار شد و كس ندانست كجا مرد . جندب بن عمرو دوسى و طفيل بن عمرو نيز كشته شدند . ضرار بن ازور زخمى شد اما زنده ماند ، طليب بن عمير بن وهب و هبار بن سفيان و هشام بن عاصى نيز كشته شدند . عمرو بن ميمون گويد : وقتى خالد به كمك جنگاوران يرموك به شام آمد يكى