محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1532

تاريخ الطبرى ( فارسي )

سخنشان گوش داده بودم به او اطمينان نكرده بودم » ابو حارثه گويد : سران سپاه با كسان سوى شام رفتند و عكرمه ذخيرهء قوم بود و چون روميان خبر يافتند به هرقل نامه نوشتند و هرقل برون شد و در حمص مقر گرفت و گروهها فراهم كرد و سپاهها آراست و مىخواست گروهها را مشغول بدارد كه سپاه بسيار بود و مردانش نه چندان آرام ، و تذارق برادر تنى خود را با نود هزار كس سوى عمرو فرستاد و يكى را به عقبدارى آنها فرستاد و عقبدار در فلسطين بالا بر بلندى جلق مقر گرفت و جرجة بن توذرا را سوى يزيد بن ابى سفيان فرستاد كه در مقابل وى اردو زد و در اقص را به مقابلهء شرحبيل بن حسنه فرستاد و فيقار بن نسطوس را با شصت هزار كس سوى ابو عبيدة بن جراح فرستاد . مسلمانان بيمناك شدند كه همه جمع مسلمانان بيست و يك هزار بود بجز سپاه عكرمه كه آن نيز ششهزار بود و همگى نامه و قاصد سوى عمرو فرستادند كه چه بايد كرد ؟ » عمرو به پاسخ ، نامه و قاصد فرستاد كه بايد فراهم آييد كه كسانى همانند ما وقتى فراهم آيند به سبب كمى مغلوب نشوند و اگر پراكنده نيز باشيم مردان ما با عده برابر ، از دشمن نيرومندتر باشند . مسلمانان يرموك را وعده گاه كردند به ابو بكر نيز همانند عمرو نامه ها نوشته بودند ، نامهء ابو بكر نيز با جوابى همانند جواب عمرو رسيد كه فراهم آييد و يك سپاه شويد و با جمع مسلمانان با سپاههاى مشركان رو به رو شويد كه شما ياران خداييد و خدا به ياران خويش كمك مىكند و كافران را زبون مىكند و شما به سبب كمى مغلوب نخواهيد شد ، سپاه ده هزار و بيشتر از حملهء به دنباله آن مغلوب مىشود ، مراقب دنباله ها باشيد و در يرموك فراهم شويد و با هم باشيد . و چون هرقل از قصد مسلمانان خبر يافت به بطريقان خود نوشت كه شما نيز بر ضد مسلمانان فراهم آييد و در محلى مقر گيريد كه عرصه اى وسيع باشد و گذرگاهى تنگ ، و تذارق سالار سپاه باشد و جرجه بر مقدمه باشد و ياهان و دراقص بر دو پهلو